Divan-e Shams› Ghazal 2177 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2177 · 19 beyts
غزل شمارهٔ ۲۱۷۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2177:1 خزان عاشقان را نوبهار اوروان ره روان را افتخار او
- G2177:2 همه گردن کشان شیردل راکشیده سوی خود بیاختیار او
- G2177:3 قطار شیر میبینم چو اشتربه بینیشان درآورده مهار او
- G2177:4 مهارش آنک حاجتمندشان کردز خوف و حرصشان کرده نزار او
- G2177:5 گران جانتر ز عنصرها نه خاک استسبک کرد و ببرد از وی قرار او
- G2177:6 از آب و آتش و از باد این خاکسبکتر شد چو برد از وی وقار او
- G2177:7 به خاک آن هر سه عنصر را کند صیدبه گردون میکند آهو شکار او
- G2177:8 یکی کاهل نخواهد رست از ویکه یک یک را کند دربند کار او
- G2177:9 ز خاک تیره کاهلتر نباشیبه زیر دم او بنهاد خار او
- G2177:10 عصا زد بر سر دریا که برجهبرآورد از دل دریا غبار او
- G2177:11 عصا را گفت بگذار این عصاییهمیپیچد بر خود همچو مار او
- G2177:12 برآرد مطبخ معده بخاریبسازد جان و حسی زان بخار او
- G2177:13 ز تف دل دگر جانی بسازدکه تا دارد از آن جان ننگ و عار او
- G2177:14 زهی غیرت که بر خود دارد آن شهکه سلطان هم وی است و پرده دار او
- G2177:15 زهی عشقی که دارد بر کفی خاککه گاهش گل کند گه لاله زار او
- G2177:16 کند با او به هر دم یک صفت یارز جمله بسکلد در اضطرار او
- G2177:17 که تا داند که آنها بیوفااندبداند قدر این بگزیده یار او
- G2177:18 عجایب یار غاری گردد او راکه یار او باشد و هم یار غار او
- G2177:19 زبان بربند و بگشا چشم عبرتکه بگشادهست راه اعتبار او
ganjoor: sh2177 · public domain