Divan-e Shams› Ghazal 2181 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2181 · 28 beyts
غزل شمارهٔ ۲۱۸۱
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2181:1 دل و جان را طربگاه و مقام اوشراب خم بیچون را قوام او
- G2181:2 همه عالم دهان خشکند و تشنهغذای جمله را داده تمام او
- G2181:3 غذاها هم غذا جویند از ویکه گندم را دهد آب از غمام او
- G2181:4 عدم چون اژدهای فتنه جویانببسته فتنه را حلق و مسام او
- G2181:5 سزای صد عتاب و صد عذابیمکشیده از سزای ما لگام او
- G2181:6 ز حلم او جهان گستاخ گشتهکه گویی ما شهانیم و غلام او
- G2181:7 برای مغز مخموران عشقشبجوشیده به دست خود مدام او
- G2181:8 کشیده گوش هشیاران به مستیزهی اقبال و بخت مستدام او
- G2181:9 پیمبر را چو پرده کرده در پیشپس آن پرده میگوید پیام او
- G2181:10 نکرده بندگان او را سلامیبر ایشان کرده از اول سلام او
- G2181:11 چه باشد گر شبی را زنده داریبه عشق او که آرد صبح و شام او
- G2181:12 وگر خامیکنی غافل بخسپیبنگذارد تو را ای دوست خام او
- G2181:13 ز خردی تا کنون بس جا بخفتیکشانیدت ز پستی تا به بام او
- G2181:14 ز خاکی تا به چالاکی کشیدتبدادت دانش و ناموس و نام او
- G2181:15 مقامات نوت خواهد نمودنکه تا خاصت کند ز انعام عام او
- G2181:16 به خردی هم ز مکتب میجهیدیچه نرمت کرد و پابرجا و رام او
- G2181:17 به خاکی و نباتی و به نطفهستیزیدی درآوردت به دام او
- G2181:18 ز چندین ره به مهمانیت آوردنیاوردت برای انتقام او
- G2181:19 به وقت درد میدانی که او او استبه خاکی میدهد اویی به وام او
- G2181:20 همه اویان چو خاشاکی نمایندچو بوی خود فرستد در مشام او
- G2181:21 سخنها بانگ زنبوران نمایدچو اندر گوش ما گوید کلام او
- G2181:22 نماید چرخ بیت العنکبوتیچو بنماید مقام بیمقام او
- G2181:23 همه عالم گرفتهست آفتابیزهی کوری که میگوید کدام او
- G2181:24 چو درماند نگوید او جز او راچو بجهد هر خسی را کرده نام او
- G2181:25 شکنجه بایدش زیرا که دزد استمقر ناید به نرمیو به کام او
- G2181:26 تو باری دزد خود را سیخ میزنچو میدانی که دزدیدهست جام او
- G2181:27 به یاریهای شمس الدین تبریزشود بس مستخف و مستهام او
- G2181:28 خمش از پارسی تازی بگویمفؤاد ما تسلیه المدام
ganjoor: sh2181 · public domain