Divan-e Shams› Ghazal 2186› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۱۸۶
- همو تیر است همو اسپر همو قوس چه گفتم آن طرف تیر و کمان کو
G2186:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 خداوندا چو تو صاحب قران کو·برابر با مکان تو مکان کو
- 2 زمان محتاج و مسکین تو باشد·تو را حاجت به دوران و زمان کو
- 3 کسی کو گفت دیدم شمس دین را·سؤالش کن که راه آسمان کو
- 4 در آن دریا مرو بیامر دریا·نمیترسی برای تو ضمان کو
- 5 مگر بیقصد افتی کو کریم است·خطاکن را ز عفو او غمان کو
- 6 چو سجده کرد آیینه مر او را·بر آن آیینه زنگار گمان کو
- 7 همو تیر است همو اسپر همو قوس·چه گفتم آن طرف تیر و کمان کو
- 8 هر آن جسمی که از لطفش نظر یافت·نظیرش در ولایتهای جان کو
- 9 بجز از روی عجز و فقر و تسلیم·ببرده سر از او از انس و جان کو
- 10 ز غیرت حق شد حارس و گر نی·مر او را از کی بیم است پاسبان کو
- 11 به پیشانیّ ِ جانها داغ مهرش·کسی بیداغ مهرش در قران کو
- 12 به نوبتگاه او بین صف کشیده·به خدمت گر همیجویی مهان کو
- 13 نباشد خنده جز از زعفرانش·بجز از عشق رویش شادمان کو
- 14 بجز از هجر آن مخدوم جانی·دل و جان را به عالم اندهان کو
- 15 خداوند شمس دین از بهر الله·که لایق در ثنای او دهان کو
- 16 زبان و جان من با وصل او رفت·به شرح خاک تبریزم زبان کو
- 17 همه کان هست محتاج خریدار·بدان حد بینیازی هیچ کان کو
ganjoor: sh2186 · public domain