Divan-e Shams› Ghazal 2202› Beyt 6 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۲۰۲
- من نظر کردم به جانِ سادهی بیرنگِ خویش زرد دیدم نقشش از صفرای تو صفرای تو
G2202:6
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو·چاشنی عمرم از حلوای تو حلوای تو
- 2 دامن گردون پر از در است و مروارید و لعل·میدوانند جانب دریای تو دریای تو
- 3 جانهای عاشقان چون سیلها غلطان شده·تا بریزد جمله را در پای تو در پای تو
- 4 جانهای عاشقان چون سیلها غلطان شده·میدوانند جانب دریای تو دریای تو
- 5 ای خمار عاشقان از بادههای دوشِ تو·وی خراب امروزم از فردای تو فردای تو
- 6 من نظر کردم به جانِ سادهی بیرنگِ خویش·زرد دیدم نقشش از صفرای تو صفرای تو
- 7 چون نظر کردم نکو من در صفای گوهرت·ماه رخ بنمود از سیمای تو سیمای تو
- 8 ماه خواندم من تو را بس جرم دارم زین سخن·مه کی باشد کاو بود همتای تو همتای تو
- 9 این چنین گوید خداوند شمس تبریزی بنام·ای همه شهر دلم غوغای تو غوغای تو
ganjoor: sh2202 · public domain