Divan-e Shams› Ghazal 2248 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2248 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۲۲۴۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2248:1 من آن نیم که بگویم حدیث نعمت اوکه مست و بیخودم از چاشنی محنت او
- G2248:2 اگر چو چنگ بزارم از او شکایت نیستکه همچو چنگم من بر کنار رحمت او
- G2248:3 ز من نباشد اگر پردهای بگردانمکه هر رگم متعلق بود به ضربت او
- G2248:4 اگر چه قند ندارم چو نی نوا دارماز آنک بر لب فضلش چشم ز شربت او
- G2248:5 کنون که نوبت خشم است لطف از این دست استچگونه باشد چون دررسم به نوبت او
- G2248:6 اگر بدزدم من ز آفتاب ننگی نیستچه ننگ باشد مر لعل را ز زینت او
- G2248:7 وگر چو لعل ندزدم ز آفتاب کمالگذر ز طینت خود چون کنم به طینت او
- G2248:8 نه لولیان سیاه دو چشم دزد ویندهمیکشند نهان نور از بصیرت او
- G2248:9 ز آدمی چو بدزدی به کم قناعت کنکه شح نفس قرین است با جبلت او
- G2248:10 از او مدزد به جز گوهر زمانه بهااگر تو واقفی از لطف و از سریرت او
- G2248:11 که نیست قهر خدا را به جز ز دزد خسیسکه سوی کاله فانی بود عزیمت او
- G2248:12 دریغ شرح نگشت و ز شرح میترسمکه تیغ شرع برهنهست در شریعت او
- G2248:13 گمان برد که مگر جرم او طمع بودهستنه بلک خس طمعی بود آن جریمت او
ganjoor: sh2248 · public domain