Divan-e Shams› Ghazal 2265› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۲۶۵
- هذا قمر قد غلب الشمس بنور من طالعه الیوم علی الشمس یسود
G2265:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 الیوم من الوصل نسیم و سعود·الیوم اری الحب علی العهد فعودوا
- 2 رفتهست رقیب و بر آن یار نبود او·بیزحمت دشمن دم عشاق شنود او
- 3 یا قلب ابشرک به وصل و رحیق·ما فاتک من دهرک الیوم یعود
- 4 شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم·ما سرخ و سپید از طرب و کور و کبود او
- 5 یا حب حنا نیک تجلیت بوصل·الروح فدا روحک بالروح تجود
- 6 ما را که برای دل حساد جفا گفت·امروز چو خلوت شد ما را بستود او
- 7 هذا قمر قد غلب الشمس بنور·من طالعه الیوم علی الشمس یسود
- 8 امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت·بر طلعت خورشید و مه و زهره فزود او
- 9 ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر·للعیش من الیوم نهوض و صعود
- 10 پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور·این مه که به خورشید دهد نور چه بود او
- 11 یا قلب تمتع و طب ان شکورا·الحب شفیق لک و الله ودود
- 12 این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند·چون یک گره از طره پربند گشود او
- 13 الحب الی المجلس والله سقانا·و السکر من القهوه کالدهر ولود
- 14 آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد·بیرون ز در است این دم و از بام فرود او
- 15 الیوم من العیش لقاء و شفا·الیوم من السکر رکوع و سجود
- 16 آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده·دیر است که محروم شد از ذوق وجود او
- 17 یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا·لما کتب الله علی العشق خلود
- 18 امروز صلا میزند این خفته دلان را·آن عشق سماوی که نخفت و نغنود او
- 19 العشق من الکون حیات و لباب·و العیش سوی العشق قشور و جلود
- 20 هر دوست که از عشق به دنیات کشاند·خود دشمن تو او است یقین دان و حسود او
- 21 لا تنطق فی العشق و یکفیک انین·فالمخلص للعاشق صبر و جحود
- 22 بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید·دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو عود او
ganjoor: sh2265 · public domain