Divan-e Shams Ghazal 2280 ← previous · next →

Divan-e Shams · G2280 · 19 beyts

غزل شمارهٔ ۲۲۸۰

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G2280:1 ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسلهای سلسله جنبان جان عالم ز تو پرغلغله
  2. G2280:2 زنجیر دیگر ساختی در گردنم انداختیوز آسمان درتاختی تا رهزنی بر قافله
  3. G2280:3 برخیز ای جان از جهان برپر ز خاک خاکدانکز بهر ما بر آسمان گردان شده‌ست این مشعله
  4. G2280:4 آن را که باشد درد دل کی رهزند باران گلاز عشق باشد او بحل کو را نشد که خردله
  5. G2280:5 روزی مخنث بانگ زد گفتا که ای چوبان بدآن بز عجب ما را گزد در من نظر کرد از گله
  6. G2280:6 گفتا مخنث را گزد هم بکشدش زیر لگداما چه غم زو مرد را گفتا نکو گفتی هله
  7. G2280:7 کو عقل تا گویا شوی کو پای تا پویا شویوز خشک در دریا شوی ایمن شوی از زلزله
  8. G2280:8 سلطان سلطانان شوی در ملک جاویدان شویبالاتر از کیوان شوی بیرون شوی زین مزبله
  9. G2280:9 چون عقل کل صاحب عمل جوشان چو دریای عسلچون آفتاب اندر حمل چون مه به برج سنبله
  10. G2280:10 صد زاغ و جغد و فاخته در تو نواها ساختهبشنیدیی اسرار دل گر کم شدی این مشغله
  11. G2280:11 بی‌دل شو ار صاحب دلی دیوانه شو گر عاقلیکاین عقل جزوی می‌شود در چشم عشقت آبله
  12. G2280:12 تا صورت غیبی رسد وز صورتت بیرون کشدکز جعد پیچاپیچ او مشکل شده‌ست این مساله
  13. G2280:13 اما در این راه از خوشی باید که دامن برکشیزیرا ز خون عاشقان آغشته‌ست این مرحله
  14. G2280:14 رو رو دلا با قافله تنها مرو در مرحلهزیرا که زاید فتنه‌ها این روزگار حامله
  15. G2280:15 از رنج‌ها مطلق روی اندر امان حق رویدر بحر چون زورق روی رفتی دلا رو بی‌گله
  16. G2280:16 چون دل ز جان برداشتی رستی ز جنگ و آشتیآزاد و فارغ گشته‌ای هم از دکان هم از غله
  17. G2280:17 ز اندیشه جانت رسته شد راه خطرها بسته شدآن کو به تو پیوسته شد پیوسته باشد در چله
  18. G2280:18 در روز چون ایمن شدی زین رومی باعربدهشب هم مکن اندیشه‌ای زین زنگی پرزنگله
  19. G2280:19 خامش کن ای شیرین لقا رو مشک بربند ای سقازیرا نگنجد موج‌ها اندر سبو و بلبله

ganjoor: sh2280 · public domain