Divan-e Shams Ghazal 2292 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۲۹۲

  1. بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن در چو در بگشاد وقت آمد که درریزیم مستانه

G2292:4

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه·به دامان گل تازه درآویزیم مستانه
  2. 2 چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده·بیا تا چون گل و لاله درآمیزیم مستانه
  3. 3 چو نرگس شوخ چشم آمد سمن را رشک و خشم آمد·به نسرین گفت تا ما هم براستیزیم مستانه
  4. 4 بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن در·چو در بگشاد وقت آمد که درریزیم مستانه
  5. 5 که جان‌ها کز الست آمد بسی بی‌خویش و مست آمد·از آن در آب و گل هر دم همی‌لغزیم مستانه
  6. 6 دلا تو اندر این شادی ز سرو آموز آزادی·که تا از جرم و از توبه بپرهیزیم مستانه
  7. 7 صلاح دیده ره بین صلاح الدین صلاح الدین·برای او ز خود شاید که بگریزیم مستانه

ganjoor: sh2292 · public domain