Divan-e Shams› Ghazal 2297 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2297 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۲۲۹۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2297:1 چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشهمیان بگشاد اسرار و میان بربست اندیشه
- G2297:2 به پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزلگران جان دید مر جان را سبک برجست اندیشه
- G2297:3 رسید از عشق جاسوسش که بسم الله زمین بوسشدر این اندیشه بیخود شد به حق پیوست اندیشه
- G2297:4 خرابات بتان درشد حریف رطل و ساغر شدهمه غیبش مصور شد زهی سرمست اندیشه
- G2297:5 برست او از خوداندیشی چنان آمد ز بیخویشیکه از هر کس همیپرسد عجب خود هست اندیشه
- G2297:6 فلک از خوف دل کم زد دو دست خویش بر هم زدکه از من کس نرست آخر چگونه رست اندیشه
- G2297:7 چنین اندیشه را هر کس نهد دامی به پیش و پسگمان دارد که درگنجد به دام و شست اندیشه
- G2297:8 چو هر نقشی که میجوید ز اندیشه همیرویدتو مر هر نقش را مپرست و خود بپرست اندیشه
- G2297:9 جواهر جمله ساکن بد همه همچون اماکن بدشکافید این جواهر را و بیرون جست اندیشه
- G2297:10 جهان کهنه را بنگر گهی فربه گهی لاغرکه درد کهنه زان دارد که نوزاد است اندیشه
- G2297:11 که درد زه ازان دارد که تا شه زادهای زایدنتیجه سربلند آمد چو شد سربست اندیشه
- G2297:12 چو دل از غم رسول آمد بر دل جبرئیل آمدچو مریم از دو صد عیسی شدهست آبست اندیشه
- G2297:13 چو شهد شمس تبریزی فزاید در مزاجم خوناز آن چون زخم فصادی رگ دل خست اندیشه
ganjoor: sh2297 · public domain