Divan-e Shams› Ghazal 231› Beyt 4 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۳۱
- دمم فزون ده تا خیک من شود پرباد که تا شوم ز دم تو سوار بر دریا
G231:4
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 سبکتری تو از آن دم که میرسد ز صبا·ز دم زدن نشود سیر و مانده کس جانا
- 2 ز دم زدن که شود مانده؟ یا که سیر شود؟·تو آن دمی که خدا گفت یحیی الموتی
- 3 دهان گور شود باز و لقمهایش کند·چو بسته گشت دهان تن از دم احیا
- 4 دمم فزون ده تا خیک من شود پرباد·که تا شوم ز دم تو سوار بر دریا
- 5 مباد روزی کاندر جهان تو دَرنَدَمی·که یک گیاه نروید ز جمله صحرا
- 6 فروکش این دم زیرا تو را دمی دگر است·چو بسکلد ز لب این باد، آن بوَد برجا
ganjoor: sh231 · public domain