沙姆斯集 嘎扎勒 2311 诗联 4 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۳۱۱

  1. اندر هوس دریا ای جان چو مرغابی چندان تو چنین گفته کز عشق چنان گشته

G2311:4

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته·انبه شده قالب‌ها تا پرده جان گشته
  2. 2 از فرقت آن دریا چون زهر شده شکر·زهر از هوس دریا آب حیوان گشته
  3. 3 در عشرت آن دریا نی این و نه آن بوده·بر ساحل این خشکی این گشته و آن گشته
  4. 4 اندر هوس دریا ای جان چو مرغابی·چندان تو چنین گفته کز عشق چنان گشته
  5. 5 دوش از شکم دریا برخاست یکی صورت·و آن غمزه‌اش از دریا بس سخته کمان گشته
  6. 6 دل گفت به زیر لب من جان نبرم از وی·سوگند به جان دل کان کار چنان گشته
  7. 7 از غمزه غمازی وز طرفه بغدادی·دل گشته چنان شادی جانم همدان گشته
  8. 8 در بیشه درافتاده در نیم شبی آتش·در پختن این شیران تا مغز پزان گشته
  9. 9 از شعله آن بیشه تابان شده اندیشه·تا قالب جان پیشه بی‌جا و مکان گشته
  10. 10 گرمابه روحانی آوخ چه پری خوان است·وین عالم گورستان چون جامه کنان گشته
  11. 11 از بهر چنین سری در سوسن‌ها بنگر·دستوری گفتن نی سر جمله زبان گشته
  12. 12 شمس الحق تبریزی درتافته از روزن·تا آنچ نیارم گفت چون ماه عیان گشته

ganjoor: sh2311 · public domain