Divan-e Shams› Ghazal 2377 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2377 · 11 beyts
غزل شمارهٔ ۲۳۷۷
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2377:1 ای خداوند یکی یار جفاکارش دهدلبری عشوه ده سرکش خون خوارش ده
- G2377:2 تا بداند که شب ما به چه سان میگذردغم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده
- G2377:3 چند روزی جهت تجربه بیمارش کنبا طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده
- G2377:4 ببرش سوی بیابان و کن او را تشنهیک سقایی حجری سینه سبکسارش ده
- G2377:5 گمرهش کن که ره راست نداند سوی شهرپس قلاوز کژ بیهده رفتارش ده
- G2377:6 عالم از سرکشی آن مه سرگشته شدندمدتی گردش این گنبد دوارش ده
- G2377:7 کو صیادی که همیکرد دل ما را پارزو ببر سنگ دلی و دل پیرارش ده
- G2377:8 منکر پار شدهست او که مرا یاد نماندببر انکار از او و دم اقرارش ده
- G2377:9 گفتم آخر به نشانی که به دربان گفتیکه فلانی چو بیاید بر ما بارش ده
- G2377:10 گفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیردرو بجو همچو خودی ابله و آچارش ده
- G2377:11 بس کن ای ساقی و کس را چو رهی مست مکنور کنی مست بدین حد ره هموارش ده
ganjoor: sh2377 · public domain