Divan-e Shams Ghazal 24 ← previous · next →

Divan-e Shams · G24 · 19 beyts

غزل شمارهٔ ۲۴

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G24:1 چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را‌؟خون بارد این چشمان که تا بینم من آن گلزار را
  2. G24:2 خورشید چون افروزدم تا هجر کمتر سوزدمدل حیلتی آموزدم کز سر بگیرم کار را
  3. G24:3 ای عقل کلِ ذوفنون تعلیم فرما یک فسونکز وی بخیزد در درون رحمی نگارین یار را
  4. G24:4 چون نور آن شمع چگل می‌درنیابد جان و دلکی داند آخر آب و گل دلخواه آن عیار را
  5. G24:5 جبریل با لطف و رشد عجل سمین را چون چشداین دام و دانه کی کشد عنقای خوش منقار را
  6. G24:6 عنقا که یابد دام کس‌‌؟ در پیش آن عنقا مگسای عنکبوت عقل بس، تا کی تنی این تار را‌‌؟
  7. G24:7 کو آن مسیح خوش دمی بی‌واسطه مریم یمیکز وی دل ترسا همی پاره کند زنار را
  8. G24:8 دجال غم چون آتشی گسترد ز آتش مفرشیکو عیسیِ خنجرکشی دجال بدکردار را
  9. G24:9 تن را سلامت‌ها ز تو جان را قیامت‌ها ز توعیسی علامت‌ها ز تو وصل قیامت‌وار را
  10. G24:10 ساغر ز غم در سر فتد چون سنگ در ساغر فتدآتش به خار اندر فتد چون گل نباشد خار را
  11. G24:11 ماندم ز عذرا وامقی چون من نبودم لایقیلیکن خمار عاشقی در سر دل خمار را
  12. G24:12 شطرنج دولت شاه را صد جان به خرجش راه راصد که حمایل کاه را صد درد دردی خوار را
  13. G24:13 بینم به شه واصل شده می از خودی فاصل شدهوز شاه جان حاصل شده جان‌ها در و دیوار را
  14. G24:14 باشد که آن شاهِ حرون زان لطفِ از حدها برونمنسوخ گرداند کنون آن رسم استغفار را
  15. G24:15 جانی که رو این سو کند با بایزید او خو کندیا در سنایی رو کند یا بو دهد عطار را
  16. G24:16 مخدوم جان کز جام او سرمست شد ایام اوگاهی که گویی نام او لازم شمر تکرار را
  17. G24:17 عالی خداوند شمس دین تبریز از او جان زمینپرنور چون عرش مکین کاو رشک شد انوار را
  18. G24:18 ای صد هزاران آفرین بر ساعت فرخ‌ترینکان ناطق روح الامین بگشاید آن اسرار را
  19. G24:19 در پاکی بی‌مهر و کین در بزم عشق او نشیندر پرده منکر ببین آن پرده صدمسمار را

ganjoor: sh24 · public domain