Divan-e Shams Ghazal 243 ← previous · next →

Divan-e Shams · G243 · 19 beyts

غزل شمارهٔ ۲۴۳

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G243:1 بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی‌شمابه حق چشم مست تو که توی چشمه وفا
  2. G243:2 سخنم بسته می‌شود تو یکی زلف برگشاانا و الشمس و الضحی تلف الحب و الولا
  3. G243:3 انا فی العشق آیه فاقرونی علی الملاامه العشق فاعرجوا دونکم سلم الهوی
  4. G243:4 دیدمش مست می‌گذشت گفتم ای ماه تا کجا؟گفت نی همچنین مکن همچنین در پی‌َم بیا
  5. G243:5 در پی‌َش چون روان شدم دور شد تیز تیزپادر پی گام تیز او چه محل باد و برق را
  6. G243:6 انا منذ رایتهم انا صرت بلا اناصوره فی زجاجه نور الارض و السما
  7. G243:7 رکب القلب نوره فجلی القلب و اصطفیکل من رام نوره استضا مثله استضا
  8. G243:8 کیف یلقاه غیره کل من غیر فناتو بیا بی‌تو پیش من که تو نامحرمی تو را
  9. G243:9 به ثنا لابه کردمش گفتم ای جان جان فزاگفت یک دم ثنا مگو که دوی هست در ثنا
  10. G243:10 تو دو لب از دوی ببند بگشا دیده بقاز لب بسته گر سخن بگشاید گشا گشا
  11. G243:11 «ان علینا بیانه» تو میا در میان ماچو در خانه دید تنگ بکند مرد جامه‌ها
  12. G243:12 نی که هر شب روان تو ز تنت می‌شود جدا؟به میان روان تو صفتی هست ناسزا
  13. G243:13 که گر آن ریگ نیستی نامدی باز چون صباشب نرفتی دوان دوان به لب قلزم صفا
  14. G243:14 بازآمد و تا ویست بنده بنده‌ست خدا خداماند در کیسه بدن چو زر و سیم ناروا
  15. G243:15 جان بنه بر کف طلب که طلب هست کیمیاتا تن از جان جدا شدن مشو از جان جان جدا
  16. G243:16 گرچه نی را تهی کنند نگذارند بی‌نوارو پی شیر و شیر گیر که علی‌یی و مرتضی
  17. G243:17 نیست بودی تو قرن‌ها‌، بر تو خواندند هل اتیخط حق است نقش‌ِ دل‌، خط حق را مخوان خطا
  18. G243:18 الفی لا شود و تو ز الف لام گشت لاهله دست و دهان بشو که لبش گفت الصلا
  19. G243:19 چو به حق مشتغل شدی فارغ از آب و گل شدیچو که بی‌دست و دل شدی دست درزن در این ابا

ganjoor: sh243 · public domain