Divan-e Shams› Ghazal 2438› Beyt 7 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۳۸
- شرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خود بسته دو چشم از عاقبت در هرزه لب گشادهای
G2438:7
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهای·در هیچ مسجد مکر او نگذاشته سجادهای
- 2 خرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از او·وای ار بیفتد در کفش چون من سلیمی سادهای
- 3 زد آتش اندر عود ما بر آسمان شد دود ما·بشکست باد و بود ما ساقی به نادر بادهای
- 4 در کار مشکل میکند در بحر منزل میکند·جان قصه دل میکند کو عاشقی دل دادهای
- 5 دل داده آن باشد که او در صبر باشد سخت رو·نی چون تو گوشه گشتهای در گوشهای افتادهای
- 6 در غصهای افتادهای تا خود کجا دل دادهای·در آرزوی قحبه یا وسوسه قوادهای
- 7 شرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خود·بسته دو چشم از عاقبت در هرزه لب گشادهای
- 8 خوب است عقل آن سری در عاقبت بینی جری·از حرص وز شهوت بری در عاشقی آمادهای
- 9 خامش که مرغ گفت من پرد سبک سوی چمن·نبود گرو در دفتری در حجرهای بنهادهای
ganjoor: sh2438 · public domain