Divan-e Shams Ghazal 2439 ← previous · next →

Divan-e Shams · G2439 · 18 beyts

غزل شمارهٔ ۲۴۳۹

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G2439:1 دامن کشانم می‌کِشد در بتکده عَیّاره‌ایمن همچو دامن می‌دَوَم اندر پی خون‌خواره‌ای
  2. G2439:2 یک لحظه هَستم می‌کُند یک لحظه پَستم می‌کُندیک لحظه مَستم می‌کند خودکامه‌ای خَمّاره‌ای
  3. G2439:3 چون مُهره‌ام در دست او، چون ماهی‌اَم در شَست اوبر چاه بابِل می‌تَنَم، از غَمزه‌ی سَحّاره‌ای
  4. G2439:4 لاهوت و ناسوت من او، هاروت و ماروت من اومرجان و یاقوت من او، بر رغم هر بدکاره‌ای
  5. G2439:5 در صورت آب خوشی، ماهی چو برج آتشیدر سینه‌ی دلبر، دلی، چون مرمری، چون خاره‌ای
  6. G2439:6 اسرار آن گنجِ جهان با تو بگویم در نهانتو مهلتم دِه تا که من، با خویش آیم پاره‌ای
  7. G2439:7 روزی ز عکس روی او، بُردم سبو تا جوی اودیدم ز عکسِ نور او، در آبِ جو، استاره‌ای
  8. G2439:8 گفتم که آنچ از آسمان جُستم بدیدم در زمینناگاه فضل ایزدی، شد چاره‌ی بیچاره‌ای
  9. G2439:9 شُکر است در اول صَفم، شمشیر هندی در کفمدر باغ نُصرت بشکفم، از فَرِّ گُلْ‌رخساره‌ای
  10. G2439:10 آن رفت کز رنج و غَمان، خَم داده بودم چون کمانبود این تنم چون استخوان در دست هر سگساره‌ای
  11. G2439:11 خورشید دیدم نیم شب، زُهره درآمد در طربدر شهر خویش آمد عجب سرگشته‌ای آواره‌ای
  12. G2439:12 اندر خم طُغرای کَن، نو گشت این چرخ کهنعیسی درآمد در سخن، بربسته در گهواره‌ای
  13. G2439:13 در دل نیفتد آتشی، در پیش ناید ناخوشیسر برنیارد سرکشی، نَفْسی نماند اَمّاره‌ای
  14. G2439:14 خوش شد جهان عاشقان، آمد قِران عاشقانوارست جانِ عاشقان از مَکر هر مَکّاره‌ای
  15. G2439:15 جان لطیف بانمک بر عرش گردد چون مَلَکنَبْوَد دگر زیر فَلَک، مانند هر سَیّاره‌ای
  16. G2439:16 مانند موران عقل و جان، گشتند در طاس جهانآن رخنه جویان را نهان وا شد در و درساره‌ای
  17. G2439:17 بی‌خارْ گردد شاخِ گل، زیرا که ایمن شد ز ذُلّزیرا نمانْدَش دشمنی، گُل‌چین و گُل‌افشاره‌ای
  18. G2439:18 خاموش خاموش ای زبان همچون زبان سوسنانمانند نرگس چشمْ شو، در باغْ کُن نَظّاره‌ای

ganjoor: sh2439 · public domain