Divan-e Shams› Ghazal 2440› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۴۴۰
- یا چون شراب جان فزا هر جزو را دادی طرب یا همچو یاران کرم با خاکدان آمیختی
G2440:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی·مانند شیر و انگبین با بندگان آمیختی
- 2 یا چون شراب جان فزا هر جزو را دادی طرب·یا همچو یاران کرم با خاکدان آمیختی
- 3 یا همچو عشق جان فدا در لاابالی ماردی·با عقل پرحرص شحیح خرده دان آمیختی
- 4 ای آتش فرمانروا در آب مسکن ساختی·وی نرگس عالی نظر با ارغوان آمیختی
- 5 چندان در آتش درشدی کآتش در آتش درزدی·چندان نشان جستی که تو با بینشان آمیختی
- 6 ای سر الله الصمد ای بازگشت نیک و بد·پهلو تهی کردی ز خود با پهلوان آمیختی
- 7 جانها بجستندت بسی بویی نبرد از تو کسی·آیس شدند و خسته دل خود ناگهان آمیختی
- 8 از جنس نبود حیرتی بیجنس نبود الفتی·تو این نهای و آن نهای با این و آن آمیختی
- 9 هر دو جهان مهمان تو بنشسته گرد خوان تو·صد گونه نعمت ریختی با میهمان آمیختی
- 10 آمیختی چندانک او خود را نمیداند ز تو·آری کجا داند چو تو با تن چو جان آمیختی
- 11 پیرا جوان گردی چو تو سرسبز این گلشن شدی·تیرا به صیدی دررسی چون با کمان آمیختی
- 12 ای دولت و بخت همه دزدیدهای رخت همه·چالاک رهزن آمدی با کاروان آمیختی
- 13 چرخ و فلک ره میرود تا تو رهش آموختی·جان و جهان بر میپرد تا با جهان آمیختی
- 14 حیرانم اندر لطف تو کاین قهر چون سر میکشد·گردن چو قصابان مگر با گردران آمیختی
- 15 خوبان یوسف چهره را آموختی عاشق کشی·و آن خار چون عفریت را با گلستان آمیختی
- 16 این را رها کن عارفا آن را نظر کن کز صفا·رستی ز اجزای زمین با آسمان آمیختی
- 17 رستی ز دام ای مرغ جان در شاخ گل آویختی·جستی ز وسواس جنان و اندر جنان آمیختی
- 18 از بام گردون آمدی ای آب آب زندگی·از بام ما جولان زدی با ناودان آمیختی
- 19 شب دزد کی یابد تو را چون نیستی اندر سرا·بر بام چوبک میزنی با پاسبان آمیختی
- 20 اسرار این را مو به مو بیپرده و حرفی بگو·ای آنک حرف و لحن را اندر بیان آمیختی
ganjoor: sh2440 · public domain