Divan-e Shams Ghazal 2445 ← previous · next →

Divan-e Shams · G2445 · 27 beyts

غزل شمارهٔ ۲۴۴۵

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G2445:1 از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره‌ایچون فرقدی عرعرقدی شکرلبی مه پاره‌ای
  2. G2445:2 آن نرگس سرمست او و آن طره چون شست اوو آن ساغری در دست او هر چاره بیچاره‌ای
  3. G2445:3 چنگ از شمال و از یمین اندر بر حوران عیندر گلشنی پر یاسمین بر چشمه‌ای فواره‌ای
  4. G2445:4 ای ساقی شیرین صلا جان علی و بوالعلابر کف بنه ساغر هلا بر رغم هر غم باره‌ای
  5. G2445:5 چون آفتاب آسمان می‌گرد و جوهر می‌فشانبر تشنگان و خاکیان در عالم غداره‌ای
  6. G2445:6 ای ساحر و ای ذوفنون ای مایه پنجه جنونهنگام کار آمد کنون ما هر یکی آن کاره‌ای
  7. G2445:7 چون ساغری پرداختم جامه حیا انداختمعشقی عجب می‌باختم با غره غراره‌ای
  8. G2445:8 افلاکیان بر آسمان زان بوی باده سرگرانماه مرا سجده کنان سرمست هر فراره‌ای
  9. G2445:9 انهار باده سو به سو در هر چمن پنجاه جوبر سنگ زن بشکن سبو بر رغم هر خشم آره‌ای
  10. G2445:10 رحمت به پستی می‌رسد اکسیر هستی می‌رسدسلطان مستی می‌رسد با لشکر جراره‌ای
  11. G2445:11 خیمه معیشت برکنی آتش به خیمه درزنیگر از سر بامی کنی در سابقان نظاره‌ای
  12. G2445:12 مستی چو کشتی و عمد هر لحظه کژمژ می‌شودبر موج‌ها بر می‌زند در قلزمی زخاره‌ای
  13. G2445:13 می‌گویم ای صاحب عمل و ای رسته جانت از عللچون رستی از حبس اجل بی‌روزن و درساره‌ای
  14. G2445:14 زین عالم تلخ و ترش زین چرخ پیر طفل کشهم قصه گو و هم خمش هم بنده هم اماره‌ای
  15. G2445:15 گفتا مرا شاه جهان درداد یک ساغر نهانخود را بدیدم ناگهان در شهر جان سیاره‌ای
  16. G2445:16 پنهان بود بر مرد و زن در رفتن و در آمدنراه جهان ممتحن از غیرت ستاره‌ای
  17. G2445:17 چون معبرم خیره نگر نی رخنه پیدا و نه درچون چشمه‌ای برکرده سر بی‌معدنی از خاره‌ای
  18. G2445:18 ای چاشنی شکران درده همان رطل گرانشیرم بده چون مادران بیرون کش از گهواره‌ای
  19. G2445:19 ای ساز و ناز ناکسان حیرت فزای نرگسانای خاک را روزی رسان مقصود هر آواره‌ای
  20. G2445:20 زان باده همچون عسس ایمن کن هر دزد و خسسجده کنانند این نفس هر فکر دل افشاره‌ای
  21. G2445:21 ای جام راح روح جو آسایش مجروح جوای ساقی خورشیدرو خون ریز هر استاره‌ای
  22. G2445:22 ای روزی دل‌ها رسان جان کسان و ناکسانترکاری و یاغی به سان هموار و ناهمواره‌ای
  23. G2445:23 چون نفخ صوری در صور شورنده حشر و حشرزنجیر تو چون طوق زر تشریف هر جباره‌ای
  24. G2445:24 بردی ز جان معقول را وین عقل چون معزول راکردی دماغ گول را از علم تو عیاره‌ای
  25. G2445:25 تا گردن شک می‌زند بر میر و بر بک می‌زندبر عقل خنبک می‌زند یا بر فن مکاره‌ای
  26. G2445:26 بس کن درآ در انجمن در انخلاق مرد و زنمی‌ساز و صورت می‌شکن در خلوت فخاره‌ای
  27. G2445:27 چون گل سخن گوی و خمش هرگز نباشد روترشدر صدر دل مانند هش بر اوج چون طیاره‌ای

ganjoor: sh2445 · public domain