Divan-e Shams› Ghazal 2458 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2458 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۲۴۵۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2458:1 سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگریزخم مزن بر جگر خستهٔ خستهجگری
- G2458:2 بر دل من زن همه را ز آنک دریغ است و غبینزخم تو و سنگ تو بر سینه و جان دگری
- G2458:3 باز رهان جمله اسیران جفا را جز منتا به جفا هم نکنی در جز بنده نظری
- G2458:4 هم به وفا با تو خوشم هم به جفا با تو خوشمنی به وفا نی به جفا بیتو مبادم سفری
- G2458:5 چونک خیالت نبود آمده در چشم کسیچشم بزِ کشته بوَد تیره و خیرهنگری
- G2458:6 پیش ز زندان جهان با تو بدم من همگیکاش بر این دامگهم هیچ نبودی گذری
- G2458:7 چند بگفتم که خوشم هیچ سفر مینروماین سفر صعب نگر ره ز علی تا به ثری
- G2458:8 لطف تو بفریفت مرا گفت برو هیچ مرمبدرقه باشد کرمم بر تو نباشد خطری
- G2458:9 چون به غریبی بروی فرجه کنی پخته شویباز بیایی به وطن باخبری پرهنری
- G2458:10 گفتم ای جان خبر بیتو خبر را چه کنم؟بهر خبر خود که رود از تو مگر بیخبری
- G2458:11 چون ز کفت باده کشم بیخبر و مست و خوشمبیخطر و خوف کسی بیشر و شور بشری
- G2458:12 گفت به گوشم سخنان چون سخن راهزنانبرد مرا شاه ز سر کرد مرا خیرهسری
- G2458:13 قصه دراز است بلی آه ز مکر و دغلیگر ننماید کرمش این شب ما را سحری
ganjoor: sh2458 · public domain