沙姆斯集 嘎扎勒 2496 诗联 2 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۴۹۶

  1. گر تو نمی‌خری مخر می به هوس همی‌خرم عاشق و بیخودم مرا هرزه چه پند می‌دهی

G2496:2

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهی·هست شکرلبی اگر سرکه به قند می‌دهی
  2. 2 گر تو نمی‌خری مخر می به هوس همی‌خرم·عاشق و بیخودم مرا هرزه چه پند می‌دهی
  3. 3 پیشتر آ تو ای پری از ترشی توی بری·تاج و کمر عطا کنی بخت بلند می‌دهی
  4. 4 جان به هزار ولوله بهر تو گشت حامله·کآتش عشق خویش را تو به سپند می‌دهی
  5. 5 چون فرهاد می‌کشی جان مرا به که کنی·ور نه به دست جان من از چه کلند می‌دهی
  6. 6 هر چه که می‌دهی بده بی‌خبر آن کسی که او·بر تو گمان برد که تو بهر گزند می‌دهی
  7. 7 برگ گلی همی‌بری باغ به پیش می‌کشی·لاشه خری همی‌بری بیست سمند می‌دهی
  8. 8 شاکر خدمتی ولی گاه ز لاابالیی·نی به گنه همی‌زنی نی به پسند می‌دهی
  9. 9 چون سر زید بشکند چاره عمرو می‌کنی·چون به دمشق قحط شد آب به جند می‌دهی
  10. 10 چند بگفتمت مگو لیک تو را گناه چیست·ای تو چو آسیا به تو آنچ دهند می‌دهی

ganjoor: sh2496 · public domain