Divan-e Shams› Ghazal 2512 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2512 · 17 beyts
غزل شمارهٔ ۲۵۱۲
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2512:1 رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالاییکه آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی
- G2512:2 چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ لطفتکجا تردامنی ماند چو تو خورشید ما رایی
- G2512:3 درآ ای تاج و تخت ما برون انداز رخت مابسوزان هر چه میسوزی بفرما هر چه فرمایی
- G2512:4 اگر آتش زنی سوزی تو باغ عقل کلی راهزاران باغ برسازی ز بیعقلی و شیدایی
- G2512:5 وگر رسوا شود عاشق به صد مکروه و صد تهمتاز این سویش بیالایی وزان سویش بیارایی
- G2512:6 نه تو اجزای آبی را بدادی تابش جوهرنه تو اجزای خاکی را بدادی حله خضرایی
- G2512:7 نه از اجزای یک آدم جهان پرآدمی کردینه آنی که مگس را تو بدادی فر عنقایی
- G2512:8 طبیبی دید کوری را نمودش داروی دیدهبگفتش سرمه ساز این را برای نور بینایی
- G2512:9 بگفتش کور اگر آن را که من دیدم تو میدیدیدو چشم خویش میکندی و میگشتی تماشایی
- G2512:10 زهی لطفی که بر بستان و گورستان همیریزیزهی نوری که اندر چشم و در بیچشم میآیی
- G2512:11 اگر بر زندگان ریزی برون پرند از گردونوگر بر مردگان ریزی شود مرده مسیحایی
- G2512:12 غذای زاغ سازیدی ز سرگینی و مرداریچه داند زاغ کان طوطی چه دارد در شکرخایی
- G2512:13 چه گفت آن زاغ بیهوده که سرگینش خورانیدینگهدار ای خدا ما را از آن گفتار و بدرایی
- G2512:14 چه گفت آن طوطی اخضر که شکر دادیش درخوربه فضل خود زبان ما بدان گفتار بگشایی
- G2512:15 کیست آن زاغ سرگین چش کسی کو مبتلا گرددبه علمی غیر علم دین برای جاه دنیایی
- G2512:16 کیست آن طوطی و شکرضمیر منبع حکمتکه حق باشد زبان او چو احمد وقت گویایی
- G2512:17 مرا در دل یکی دلبر همیگوید خمش بهترکه بس جانهای نازک را کند این گفت سودایی
ganjoor: sh2512 · public domain