Divan-e Shams› Ghazal 2518 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2518 · 13 beyts
غزل شمارهٔ ۲۵۱۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2518:1 اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستیدرافتد در جهان غوغا درافتد شور در هستی
- G2518:2 الا ای عقل شوریده بد و نیک جهان دیدهکه امروز است دست خون اگر چه دوش از او رستی
- G2518:3 درآمد ترک در خرگه چه جای ترک قرص مهکی دیده است ای مسلمانان مه گردون در این پستی
- G2518:4 چو گرد راه هین برجه هلا پا دار و گردن نهکه مردن پیش دلبر به تو را زین عمر سردستی
- G2518:5 برو بیسر به میخانه بخور بیرطل و پیمانهکز این خم جهان چون می بجوشیدی برون جستی
- G2518:6 غلام و خاک آن مستم که شد هم جام و هم دستمغلامش چون شوی ای دل که تو خود عین آنستی
- G2518:7 چه غم داری در این وادی چو روی یوسفان دیدیاگر چه چون زنان حیران ز خنجر دست خود خستی
- G2518:8 منال ای دست از این خنجر چو در کف آمدت گوهرهزاران درد زه ارزد ز عشق یوسف آبستی
- G2518:9 خمش کن ای دل دریا از این جوش و کف اندازیزهی طرفه که دریایی چو ماهی چون در این شستی
- G2518:10 چه باشد شست روباهان به پیش پنجه شیرانبدران شست اگر خواهی برو در بحر پیوستی
- G2518:11 نمیدانی که سلطانی تو عزرائیل شیرانیتو آن شیر پریشانی که صندوق خود اشکستی
- G2518:12 عجب نبود که صندوقی شکسته گردد از شیریعجب از چون تو شیر آید که در صندوق بنشستی
- G2518:13 خمش کردم درآ ساقی بگردان جام راواقیزهی دوران و دور ما که بهر ما میان بستی
ganjoor: sh2518 · public domain