Divan-e Shams› Ghazal 2525 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2525 · 18 beyts
غزل شمارهٔ ۲۵۲۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2525:1 اگر گلهای رخسارش از آن گلشن بخندیدیبهار جان شدی تازه نهال تن بخندیدی
- G2525:2 وگر آن جان جان جان به تنها روی بنمودیتنم از لطف جان گشتی و جان من بخندیدی
- G2525:3 ور آن نور دو صد فردوس گفتی هی قنق گلدمشدی این خانه فردوسی چو گل مسکن بخندیدی
- G2525:4 وگر آن ناطق کلی زبان نطق بگشادیتن مرده شدی گویا دل الکن بخندیدی
- G2525:5 گر آن معشوق معشوقان بدیدستی به مکر و فنروانها ذوفنون گشتی و هر یک فن بخندیدی
- G2525:6 دریدی پردهها از عشق و آشوبی درافتادیشدندی فاش مستوران گر او معلن بخندیدی
- G2525:7 گر آن سلطان خوبی از گریبان سر برآوردیهمه دراعههای حسن تا دامن بخندیدی
- G2525:8 ور آن ماه دو صد گردون به ناگه خرمنی کردیطرب چون خوشهها کردی و چون خرمن بخندیدی
- G2525:9 ور او یک لطف بنمودی گشادی چشم جانها راخشونتها گرفتی لطف و هر اخشن بخندیدی
- G2525:10 شهنشاه شهنشاهان و قانان چون عطا دادیبه مسکینی شدی او گنج و بر مخزن بخندیدی
- G2525:11 از آن میهای لعل او ز پرده غیب رو دادیحسن مستک شدی بیمی و بر احسن بخندیدی
- G2525:12 ور آن لعل لبان او گهرها دادی از حکمتشدی مرمر مثال لعل و بر معدن بخندیدی
- G2525:13 ور آن قهار عاشق کش به مهر آمیزشی کردیکه خارا بدادی شیر و تا آهن بخندیدی
- G2525:14 وگر زالی از آن رستم بیابیدی نظر یک دمبه حق بر رستم دستان صف اشکن بخندیدی
- G2525:15 در آن روزی که آن شیر وغا مردی کند پیدانه بر شیران مست آن روز مرد و زن بخندیدی
- G2525:16 پیاپی ساقی دولت روان کردی می خلتکه تا ساغر شدی سرمست وز می دن بخندیدی
- G2525:17 هر آن جانی که دست شمس تبریزی ببوسیدیحیاتش جاودان گشتی و بر مردن بخندیدی
- G2525:18 بدیدی زود امن او ز مردی جنگ میجستیکراهت داشتی بر امن و بر مؤمن بخندیدی
ganjoor: sh2525 · public domain