Divan-e Shams› Ghazal 2565 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2565 · 11 beyts
غزل شمارهٔ ۲۵۶۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2565:1 ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتیما تلخ شدیم و تو در کان شکر رفتی
- G2565:2 نوری که بدو پرد جان از قفس قالبدر تو نظری کرد او در نور نظر رفتی
- G2565:3 رفتی تو از این پستی در شادی و در مستیآن سوی زبردستی گر زیر و زبر رفتی
- G2565:4 مانند خیالی تو هر دم به یکی صورتزین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی
- G2565:5 امروز چو جانستی در صدر جنانستیاز دور قمر رستی بالای قمر رفتی
- G2565:6 اکنون ز تن گریان جانا شدهای عریانچون ترک کله کردی وز بند کمر رفتی
- G2565:7 از نان شدهای فارغ وز منت خبازانوز آب شدی فارغ کز تف جگر رفتی
- G2565:8 نانی دهدت جانان بیمعده و بیدندانآبی دهدت صافی زان بحر که دررفتی
- G2565:9 از جان شریف خود وز حال لطیف خودبفرست خبر زیرا در عین خبر رفتی
- G2565:10 ور ز آنک خبر ندهی دانم که کجاهاییدر دامن دریایی چون در و گهر رفتی
- G2565:11 هان ای سخن روشن درتاب در این روزنکز گوش گذر کردی در عقل و بصر رفتی
ganjoor: sh2565 · public domain