Divan-e Shams› Ghazal 2565› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۶۵
- نوری که بدو پرد جان از قفس قالب در تو نظری کرد او در نور نظر رفتی
G2565:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی·ما تلخ شدیم و تو در کان شکر رفتی
- 2 نوری که بدو پرد جان از قفس قالب·در تو نظری کرد او در نور نظر رفتی
- 3 رفتی تو از این پستی در شادی و در مستی·آن سوی زبردستی گر زیر و زبر رفتی
- 4 مانند خیالی تو هر دم به یکی صورت·زین شکل برون جستی در شکل دگر رفتی
- 5 امروز چو جانستی در صدر جنانستی·از دور قمر رستی بالای قمر رفتی
- 6 اکنون ز تن گریان جانا شدهای عریان·چون ترک کله کردی وز بند کمر رفتی
- 7 از نان شدهای فارغ وز منت خبازان·وز آب شدی فارغ کز تف جگر رفتی
- 8 نانی دهدت جانان بیمعده و بیدندان·آبی دهدت صافی زان بحر که دررفتی
- 9 از جان شریف خود وز حال لطیف خود·بفرست خبر زیرا در عین خبر رفتی
- 10 ور ز آنک خبر ندهی دانم که کجاهایی·در دامن دریایی چون در و گهر رفتی
- 11 هان ای سخن روشن درتاب در این روزن·کز گوش گذر کردی در عقل و بصر رفتی
ganjoor: sh2565 · public domain