دیوانِ شمس غزل ۲۵۹۵ بیت ۶ → پچھلا · اگلا ←

دیوانِ شمس · غزل شمارهٔ ۲۵۹۵

  1. و آن جنی ما بهتر زیبارخ و خوش گوهر از دیو و پری برده صد گوی به عیاری

G2595:6

آپ کی زبان

آپ کی زبان میں ابھی کوئی مفہوم دستیاب نہیں — یہ پوری غزل کے لیے ایک ساتھ تیار کیا جاتا ہے:

اس بیت کی شرح

ابھی لکھی نہیں گئی — اس غزل کے سیاق میں اس بیت کا گہرا مطالعہ:

پوری غزل ↗

  1. 1 امشب پریان را من تا روز به دلداری·در خوردن و شب گردی خواهم که کنم یاری
  2. 2 من شیوه پریان را آموخته‌ام شب‌ها·وقت حشرانگیزی در چالش و میخواری
  3. 3 جنی پنهان باشد در ستر و امان باشد·پوشیده‌تر از پریان ماییم به ستاری
  4. 4 بر صورت ما واقف پریان و ز جان غافل·در مکر خدا مانده آن قوم ز اغیاری
  5. 5 خود را تو نمی‌دانی جویای پری ز آنی·مفروش چنین ارزان خود را به سبکباری
  6. 6 و آن جنی ما بهتر زیبارخ و خوش گوهر·از دیو و پری برده صد گوی به عیاری
  7. 7 شب از مه او حیران مه عاشق آن سیران·نی بی‌مزه و رنگین پالوده بازاری
  8. 8 از سیخ کباب او وز جام شراب او·وز چنگ و رباب او وز شیوه خماری
  9. 9 دیوانه شده شب‌ها آلوده شده لب‌ها·در جمله مذهب‌ها او راست سزاواری
  10. 10 خواب از شب او مرده شلوار گرو کرده·کس نیست در این پرده تو پشت کی می‌خاری
  11. 11 بردی ز حد ای مکثر بربند دهان آخر·نی عاشق عشقی تو تو عاشق گفتاری

ganjoor: sh2595 · public domain