Divan-e Shams Ghazal 2597 Beyt 3 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۵۹۷

  1. جان بی‌تو یتیم آمد مه بی‌تو دو نیم آمد گلزار جفا گردد چون تخم جفا کاری

G2597:3

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 گر روی بگردانی تو پشت قوی داری·کان روی چو خورشیدت صد گون کندت یاری
  2. 2 من بی‌رخ چون ماهت گر روی به ماه آرم·مه بی‌تو ز من گیرد صد دوری و بیزاری
  3. 3 جان بی‌تو یتیم آمد مه بی‌تو دو نیم آمد·گلزار جفا گردد چون تخم جفا کاری
  4. 4 چون سرکشی آغازی یا اسب جفا تازی·دست کی رسد در تو گر پای نیفشاری
  5. 5 مهمان توام ای جان ای شادی هر مهمان·شاید که ز بخشایش این دم سر من خاری
  6. 6 رو ای دل بیچاره با تیغ و کفن پیشش·کی پیش رود با او بدفعلی و طراری
  7. 7 ای جان نه ز باغ تو رسته‌ست درخت من·پرورده و خو کرده با عشرت و خماری
  8. 8 اجزای وجود من مستان تواند ای جان·مستان مرا مفکن در نوحه و در زاری
  9. 9 آن ساغر پنهانی خواهم که بگردانی·مستانه به پیش آیی بی‌نخوت و جباری
  10. 10 ای ساغر پنهانی تو جامی و یا جانی·یا چشمه حیوانی یا صحت بیماری
  11. 11 یا آب حیاتی تو یا خط نجاتی تو·یا کان نباتی تو یا ابر شکرباری
  12. 12 آن ساغر و آن کوزه کو نشکندم روزه·اما نهلد در سر نی عقل نی هشیاری
  13. 13 هم عقلی و هم جانی هم اینی و هم آنی·هم آبی و هم نانی هم یاری و هم غاری
  14. 14 خاموش شدم حاصل تا برنپرد این دل·نی زان که سخن کم شد از غایت بسیاری

ganjoor: sh2597 · public domain