디완에 샴스› 가잘 2618› 베이트 2 ← 이전 · 다음 →
디완에 샴스 · غزل شمارهٔ ۲۶۱۸
- جانها همه پا کوبند آن لحظه که دل کوبی دل نیز شکر خاید آن دم که جگر خایی
G2618:2
당신의 언어
아직 귀하의 언어로 된 번역이 없습니다 — 번역은 가잘 전체에 대해 한 번에 만들어집니다:
ai-draft · gemini-2.5-pro
이 베이트에 대한 해설
아직 작성되지 않았습니다 — 가잘의 맥락 안에서 이 베이트를 자세히 읽어보세요:
가잘 전체 ↗
- 1 جانا نظری فرما چون جان نظرهایی·چون گویم دل بردی چون عین دل مایی
- 2 جانها همه پا کوبند آن لحظه که دل کوبی·دل نیز شکر خاید آن دم که جگر خایی
- 3 تن روح برافشاند چون دست برافشانی·مرده ز تو حال آرد چون شعبده بنمایی
- 4 گر جور و جفا این است پس گشت وفا کاسد·ای دل به جفای او جان باز چه میپایی
- 5 امروز چنان مستم کز خویش برون جستم·ای یار بکش دستم آن جا که تو آن جایی
- 6 چیزی که تو را باید افلاک همان زاید·گوهر چه کمت آید چون در تک دریایی
- 7 مردم ز تو شد ای جان هر مردمک دیده·بیتو چه بود دیده ، ای گوهر بینایی
- 8 ای روح بزن دستی در دولت سرمستی·هستی و چه خوش هستی در وحدت یکتایی
- 9 ای روح چه میترسی روحی نه تن و نفسی·تن معدن ترس آمد تو عیش و تماشایی
- 10 ای روز چه خوش روزی شمع طرب افروزی·او را برسان روزی جان را و پذیرایی
- 11 صبحا نفسی داری سرمایه بیداری·بر خفته دلان بردم انفاس مسیحایی
- 12 شمس الحق تبریزی خورشید چو استاره·در نور تو گم گردد چون شرق برآرایی
ganjoor: sh2618 · public domain