沙姆斯集 嘎扎勒 2646 诗联 6 ← 上一页 · 下一页 →

沙姆斯集 · غزل شمارهٔ ۲۶۴۶

  1. مخسب ای جان که خفتن آن ندارد چه باشد چون تو داری آن نخسبی

G2646:6

你的语言

尚无你所用语言的译文——译文是为整首嘎扎勒生成的:

此联解说

尚未写就——此联在其嘎扎勒中的精读解说:

嘎扎勒全文 ↗

  1. 1 چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی·برآری کار محتاجان نخسبی
  2. 2 تو نور خاطر این شب روانی·برای خاطر ایشان نخسبی
  3. 3 شبی بر گرد محبوسان گردون·بگردی ای مه تابان نخسبی
  4. 4 جهان کشتی و تو نوح زمانی·نگاهش داری از طوفان نخسبی
  5. 5 شب قدری که دادی وعده آن روز·دراندیشی از آن پیمان نخسبی
  6. 6 مخسب ای جان که خفتن آن ندارد·چه باشد چون تو داری آن نخسبی
  7. 7 توی شه پیل و پیش آهنگ پیلان·چو کردی یاد هندستان نخسبی
  8. 8 تو نپسندی ز داد و رحمت خویش·که بستان را کنی زندان نخسبی
  9. 9 اگر خسبی نخسبد جز که چشمت·توی آن نور جاویدان نخسبی
  10. 10 خمش کردم نگویم تا تو گویی·سخن گویان سخن گویان نخسبی
  11. 11 چو روی شمس تبریزی بدیدی·سزد کز عشق آن سلطان نخسبی

ganjoor: sh2646 · public domain