Divan-e Shams› Ghazal 2685› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۶۸۵
- دگرباره شکستی توبهها را به جامی پردهها را بردریدی
G2685:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 دگرباره شه ساقی رسیدی·مرا در حلقه مستان کشیدی
- 2 دگرباره شکستی توبهها را·به جامی پردهها را بردریدی
- 3 دگربار ای خیال فتنه انگیز·چو می بر مغز مستان بردویدی
- 4 بیا ای آهو از نافت پدید است·که از نسرین و نیلوفر چریدی
- 5 همه صحرا گل است و ارغوان است·بدان یک دم که در صحرا دمیدی
- 6 مکن ای آسمان ناموس کم کن·که از سودای ماه من خمیدی
- 7 بگو ای جان وگر نی من بگویم·که از شرم جمالش ناپدیدی
- 8 بگویم ای بهشت این دم به گوشت·که بیاو بستهای و بیکلیدی
- 9 چو خاتونان مصری ای شفق تو·چو دیدی یوسفم را کف بریدی
- 10 بدیدم دوش کبریتی به دستت·یقین کردم که دیکی میپزیدی
- 11 تو هم ای دل در آن مطبخ که او بود·پس دیوار چیزی میشنیدی
- 12 نه عیدی که دو بار آید به سالی·به رغم عید هر روزی تو عیدی
- 13 خداوندا به قدرت بینظیری·که حسنی لانظیری برتنیدی
- 14 چنین نوری دهی اشکمبهای را·چنینی را گزافه کی گزیدی
- 15 بگو ای گل که این لطف از کی داری·نه خار خشک بودی میخلیدی
- 16 تو هم ای چشم جنس خاک بودی·بگفتی من چه بینم هم بدیدی
- 17 تو هم ای پای برجا مانده بودی·دوانیدت دواننده دویدی
- 18 دم عیسی و علمش را عدوی·عجب ای خر بدین دعوت رسیدی
- 19 چو مال این علم ماند مرد ریگت·نه تو مانی نه علمی که گزیدی
- 20 جهان پیر را گفتم جوان شو·ببین بخت جوان تا کی قدیدی
- 21 بیا امید بین که نیک نبود·در این امید بیحد ناامیدی
- 22 بدو پیوندم از گفتن ببرم·نبرم زان شهی که تو بریدی
ganjoor: sh2685 · public domain