Divan-e Shams› Ghazal 2733› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۷۳۳
- از دیده برون مشو که نوری وز سینه جدا مشو که جانی
G2733:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای وصل تو آب زندگانی·تدبیر خلاص ما تو دانی
- 2 از دیده برون مشو که نوری·وز سینه جدا مشو که جانی
- 3 آن دم که نهان شوی ز چشمم·مینالد جان من نهانی
- 4 من خود چه کسم که وصل جویم·از لطف توام همیکشانی
- 5 ای دل تو مرو سوی خرابات·هر چند قلندر جهانی
- 6 کان جا همه پاکباز باشند·ترسم که تو کم زنی بمانی
- 7 ور ز آنک روی مرو تو با خویش·درپوش نشان بینشانی
- 8 مانند سپر مپوش سینه·گر عاشق تیر آن کمانی
- 9 پرسید یکی که عاشقی چیست·گفتم که مپرس از این معانی
- 10 آنگه که چو من شوی ببینی·آنگه که بخواندت بخوانی
- 11 مردانه درآ چو شیرمردی·دل را چو زنان چه میطپانی
- 12 ای از رخ گلرخان غیبت·گشته رخ سرخ زعفرانی
- 13 ای از هوس بهار حسنت·در هر نفسم دم خزانی
- 14 ای آنک تو باغ و بوستان را·از جور خزان همیرهانی
- 15 ای داده تو گوشت پارهای را·در گفت و شنود ترجمانی
- 16 ای داده زبان انبیا را·با سر قدیم همزبانی
- 17 ای داده روان اولیا را·در مرگ حیات جاودانی
- 18 ای داده تو عقل بدگمان را·بر بام دماغ پاسبانی
- 19 ای آنک تو هر شبی ز خلقان·این پنج چراغ میستانی
- 20 ای داده تو چشم گلرخان را·مخموری و سحر و دلستانی
- 21 ای داده دو قطره خون دل را·اندیشه و فکر و خرده دانی
- 22 ای داده تو عشق را به قدرت·مردی و نری و پهلوانی
- 23 این بود نصیحت سنایی·جان باز چو طالب عیانی
- 24 شمس تبریز نور محضی·زیرا که چراغ آسمانی
ganjoor: sh2733 · public domain