Divan-e Shams› Ghazal 2778› Beyt 2 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۷۷۸
- خسته کردی بندگان را تا تو را زاری کنند چون خریدار نفیر و لابه و افغان توی
G2778:2
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای خدایی که مفرح بخش رنجوران توی·در میان لطف و رحمت همچو جان پنهان توی
- 2 خسته کردی بندگان را تا تو را زاری کنند·چون خریدار نفیر و لابه و افغان توی
- 3 جمله درمان خواه و آن درمانشان خواهان توست·آنک درد و دارو از وی خاست بیشک آن توی
- 4 دردهایی کآدمی را بر در خلقان برد·آن حجاب از اول است و آخر و پایان توی
- 5 هر کجا کاری فروبندد تو باشی چشم بند·هر کجا روشن شود آن شعله تابان توی
- 6 ناله بخشی خستگان را تا بدان ساکن شوند·چون حقیقت بنگرم در درد ما نالان توی
- 7 هم توی آن کس که میگوید توی والله توی·گوی و چوگان و نظاره گر در این میدان توی
- 8 و آنک منکر میشود این را و علت مینهد·در میان وسوسه او نفس علت خوان توی
- 9 و آنک میگوید توی زین گفت ترسان میشود·در میان جان او در پرده ترسان توی
- 10 کنج زندان را به یک اندیشه بستان میکنی·رنج هر زندان ز توست و ذوق هر بستان توی
- 11 در یکی کار آن یکی راغب و آن دیگر نفور·تو مخالف کردهای شان فتنه ایشان توی
- 12 آن یکی محبوب این و باز او مکروه آن·چشم بندی چشم و دل را قبله و سامان توی
- 13 صد هزاران نقش را تو بنده نقشی کنی·گویی سلطان است آن دام است خود سلطان توی
- 14 بندگی و خواجگی و سلطنت خطهای توست·خط کژ و خط راست این دبیرستان توی
- 15 صورت ما خانهها و روح ما مهمان در آن·نقش و جانها سایه تو جان آن مهمان توی
- 16 دست در طاعت زنیم و چشم در ایمان نهیم·بر امید آنک بنمایی که خود ایمان توی
- 17 دست احسان بر سر ما نه ز احسانی که ما·چشم روشن در تو آویزیم کان احسان توی
- 18 غفلت و بیداری ما در، توی بر کار و بس·غفلت ما بیفضولی بر، چو خود یقظان توی
- 19 توبه با تو خود فضول است و شکستن خود بتر·نقش پیمان گر شکست ارواح آن پیمان توی
- 20 روحها میپروری همچون زر و مس و عقیق·چون مخالف شد جواهر ای عجب چون کان توی
- 21 روز درپیچد صفت در ما و تابد تا به شب·شب صفات از ما به تو آید صفاتستان توی
- 22 روز تا شب ما چنین بر همدگر رحمت کنیم·شب همه رحمت رود سوی تو چون رحمان توی
- 23 کو سلاطین جهان گر شاه ایوان بودهاند·پس بدانستیم بیشک کاندر این ایوان توی
ganjoor: sh2778 · public domain