Divan-e Shams Ghazal 2833 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۳۳

  1. چو شکار گشت باید، به کمند شاه اولی چو برهنه گشت باید، به چنین قمار باری

G2833:4

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری·سوی یار ما گذر کن بنگر نگار باری
  2. 2 نرسی به باز پران پی سایه‌اش همی‌ دو·به شکارگاه غیب آ بنگر شکار باری
  3. 3 به نظاره و تماشا به سواحل آ و دریا·بِسِتان ز اوجِ موجش دُرِ شاهوار باری
  4. 4 چو شکار گشت باید، به کمند شاه اولی·چو برهنه گشت باید، به چنین قمار باری
  5. 5 بکشان تو لنگ لنگان ز بدن به عالم جان·بنگر ترنج و ریحان گل و سبزه زار باری
  6. 6 هله چنگیان بالا ز برای سیم و کالا·به سماع زهرهٔ ما بزنید تار باری
  7. 7 به میان این ظریفان به سماع این حریفان·ره بوسه گر نباشد برسد کنار باری
  8. 8 به چنین شراب ارزد ز خمار خسته بودن·پی این قرار برگو دل بی‌قرار باری
  9. 9 ز سبو فغان برآمد که ز تَفّ‌ِ مِی‌ شکستم·هله ای قدح به پیش آ بِسِتان عقار باری
  10. 10 پی خسروان شیرین هنر است شور کردن·به چنین حیات جان‌ها دل و جان سپار باری
  11. 11 به دکان عشق روزی ز قضا گذار کردم·دل من رمید کلی ز دکان و کار باری
  12. 12 من از آن درج گذشتم که مرا تو چاره سازی·دل و جان به باد دادم تو نگاه دار باری
  13. 13 هله بس کنم که شرحش شه خوش بیان بگوید·هله مطرب معانی غزلی بیار باری

ganjoor: sh2833 · public domain