Divan-e Shams› Ghazal 2864› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۶۴
- گه بگوید که حذر کن شه شطرنج منم بیدقی گر ببری من برم از تو فرسی
G2864:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 به شکرخنده اگر میببرد دل ز کسی·میدهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی
- 2 گه سحر حمله برد بر دو جهان خورشیدش·گه به شب گشت کند بر دل و جان چون عسسی
- 3 گه بگوید که حذر کن شه شطرنج منم·بیدقی گر ببری من برم از تو فرسی
- 4 طوطیانند که خود را بکشند از غیرت·گر به سوی شکرش راه برد خرمگسی
- 5 پاره پاره کند آن طوطی مسکین خود را·گر یکی پاره شکر زو ببرد مرتبسی
- 6 در رخ دشمن من دوست بخندید چو برق·همچو ابر این دل من پر شد و بگریست بسی
- 7 در دل عارف تو هر دو جهان یاوه شود·کی درآید به دو چشمی که تو را دید خسی
- 8 جیب مریم ز دمش حامل معنی گردد·که منم کز نفسی سازم عیسی نفسی
- 9 مجمع روح توی جان به تو خواهد آمد·تو چو بحری همه سیلاند و فرات و ارسی
- 10 ای که صالح تو و این هر دو جهان یک اشتر·ما همه نعره زنان زنگله همچون جرسی
- 11 نعره زنگله از جنبش اشتر باشد·که شتر نقل کند از کنسی تا کنسی
- 12 هر چراغی که بسوزد مطلب زو نوری·نور موسی طلبی رو به چنان مقتبسی
- 13 بس کن این گفت خیال است مشو وقف خیال·چونک هستت به حقیقت نظر و دسترسی
- 14 ای ضیاء الحق ذوالفضل حسام الدین تو·عارف طب دلی بیرگ و نبض و مجسی
ganjoor: sh2864 · public domain