Divan-e Shams Ghazal 2871 Beyt 4 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۸۷۱

  1. گل صدبرگ ز رشک رخ او جامه درید حال گل چونک چنین است چه باشد خاری

G2871:4

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 به دغل کی بگزیند دل یارم یاری·کی فریبد شه طرار مرا طراری
  2. 2 کی میان من و آن یار بگنجد مویی·کی در آن گلشن و گلزار بخسپد ماری
  3. 3 عنکبوتی بتند پرده اغیار شود·همچو صدیق و محمد من و او در غاری
  4. 4 گل صدبرگ ز رشک رخ او جامه درید·حال گل چونک چنین است چه باشد خاری
  5. 5 هم بگویم دو سه بیتی که ندانی سر و پاش·لیک بهر دل من ریش بجنبان کآری
  6. 6 بس طبیب است که هشیار کند مجنون را·وین طبیبم نهلد در دو جهان هشیاری
  7. 7 آفتاب رخ او را حشم تیغ زنیم·که نخواهیم به جز دیدن او ادراری
  8. 8 ما چو خورشیدپرستیم بر این بام رویم·تا نپوشد رخ خورشید ز ما دیواری
  9. 9 کیست خورشید بگو شمس حق تبریزی·که نگنجد صفتش در صحف گفتاری

ganjoor: sh2871 · public domain