دیوان شمس› غزل ۲۹› بیت ۱۱ → مخکنۍ
دیوان شمس · غزل شمارهٔ ۲۹
- آمد ز جان بانگ دهل تا جزوها آید به کل ریحان به ریحان گل به گل از حبس خارستان ما
G29:11
ستاسو ژبه
په ستا په ژبه یې لا مانا نشته — د ټول غزل لپاره یوځای جوړیږي:
ai-draft · gemini-2.5-pro
د دې بیت شرحه
لا نه ده لیکل شوې — په غزل کې د دې بیت نږدې لوستنه:
بشپړ غزل ↗
- 1 ای از ورای پردهها تاب تو تابستان ما·ما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ما
- 2 ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا·تا آب رحمت برزند از صحن آتشدان ما
- 3 تا سبزه گردد شورهها تا روضه گردد گورها·انگور گردد غورهها تا پخته گردد نان ما
- 4 ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل·آخر ببین کاین آب و گل چون بست گرد جان ما
- 5 شد خارها گلزارها از عشق رویت بارها·تا صد هزار اقرارها افکند در ایمان ما
- 6 ای صورت عشق ابد خوش رو نمودی در جسد·تا ره بری سوی احد جان را از این زندان ما
- 7 در دود غم بگشا طرب روزی نما از عین شب·روزی غریب و بوالعجب ای صبح نورافشان ما
- 8 گوهر کنی خرمهره را زهره بدری زهره را·سلطان کنی بیبهره را شاباش ای سلطان ما
- 9 کو دیدهها درخورد تو تا دررسد در گرد تو·کو گوش هوش آورد تو تا بشنود برهان ما
- 10 چون دل شود احسان شمر در شکر آن شاخ شکر·نعره برآرد چاشنی از بیخ هر دندان ما
- 11 آمد ز جان بانگ دهل تا جزوها آید به کل·ریحان به ریحان گل به گل از حبس خارستان ما
ganjoor: sh29 · public domain