Divan-e Shams Ghazal 2933 Beyt 7 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۳۳

  1. می‌گویمت که چونی هرگز کسی بگوید با جان بی‌چگونه چونی چگونه استی

G2933:7

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی·دو دست را برافشان بیزار شو ز هستی
  2. 2 موقوف وقت بودی تعجیل می‌نمودی·وقت نماز آمد برجه چرا نشستی
  3. 3 بر بوی قبله حق صد قبله می‌تراشی·بر بوی عشق آن بت صد بت همی‌پرستی
  4. 4 بالاترک پر ای جان ای جان بنده فرمان·که مه بود به بالا سایه بود به پستی
  5. 5 همچون گدای هر در بر هر دری مزن سر·حلقه در فلک زن زیرا درازدستی
  6. 6 سغراق آسمانت چون کرد آن چنانت·بیگانه شو ز عالم کز خویش هم برستی
  7. 7 می‌گویمت که چونی هرگز کسی بگوید·با جان بی‌چگونه چونی چگونه استی
  8. 8 امشب خراب و مستی فردا شود ببینی·چه خیک‌ها دریدی چه شیشه‌ها شکستی
  9. 9 هر شیشه که شکستم بر تو توکلستم·که صد هزار گونه اشکسته را تو بستی
  10. 10 ای نقش بند پنهان کاندر درونه ای جان·داری هزار صورت جز ماه و جز مهستی
  11. 11 صد حلق را گشودی گر حلقه‌ای ربودی·صد جان و دل بدادی گر سینه‌ای بخستی
  12. 12 دیوانه گشته‌ام من هر چه از جنون بگویم·زودتر بلی بلی گو گر محرم الستی

ganjoor: sh2933 · public domain