Divan-e Shams› Ghazal 2944› Beyt 39 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۴۴
- کو خیمه و طویله کو کار و حال و حیله کو دمنه و کلیله کو کد کدخدایی
G2944:39
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 ای مبدعی که سگ را بر شیر میفزایی·سنگ سیه بگیری آموزیش سقایی
- 2 بس شاه و بس فریدون کز تیغشان چکد خون·زان روی همچو لاله لولی است و لالکایی
- 3 ناموسیان سرکش جبارتر ز آتش·در کوی عشق گردان امروز در گدایی
- 4 قهر است کار آتش گریهست پیشه شمع·از ما وفا و خدمت وز یار بیوفایی
- 5 آتش که او نخندد خاکستر است و دودی·شمعی که او نگرید چوبی بود عصایی
- 6 آن خر بود که آید در بوستان دنیا·خاونده را نجوید افتد به ژاژخایی
- 7 خاوند بوستان را اول بجوی ای خر·تا از خری رهی تو زان لطف و کبریایی
- 8 آمد غریبی از ره مهمان مهتری شد·مهمانیی بکردش باکار و باکیایی
- 9 بریانههای فاخر سنبوسههای نادر·شمع و شراب و شاهد بس خلعت عطایی
- 10 ماهیش کرد مهمان هر روز به ز روزی·چون حسن دلبر ما در دلبری فزایی
- 11 هر شب غریب گفتی نیکو است این ولیکن·مهمانیت نمایم چون شهر ما بیایی
- 12 آن مهتر از تحیر گفت ای عجب چه باشد·بهتر از این تنعم وین خلعت بهایی
- 13 زین گفت حاج کوله شد در دلش گلوله·زیرا ندیده بود او مهمانیی سمایی
- 14 این میوههای دنیا گل پارههاست رنگین·چه بود نعیم دنیا جز نان و نان ربایی
- 15 میگفت ای خدایا ما را به شهر او بر·تا حاصل آید آن جا دل را گره گشایی
- 16 بگذشت چند سالی در انتظار این دم·بی انتظار ندهد هرگز دوا دوایی
- 17 میگفت ای مسبب برساز یک بهانه·زیرا سبب تو سازی در دام ابتلایی
- 18 بسیار شد دعایش آمد ز حق اجابت·تا مرد ای خدا گو دید از خدا خدایی
- 19 شه جست یک رسولی تا آن طرف فرستد·تا آن طرف رساند پیغام کدخدایی
- 20 این میرداد رشوت پنهان و آشکارا·تا میر را فرستد شاه از کرم نمایی
- 21 شه هم قبول کردش گفتا تو بر بدان جا·پیغام ما ازیرا طوطی خوش نوایی
- 22 پس ساز کرد ره را همراه شد سپه را·در پیش کرد مه را از بهر روشنایی
- 23 منزل به منزل آن سو میشد چو سیل در جو·سجده کنان و جویان اسرار اولیایی
- 24 چون موسی پیمبر از بهر خضر انور·کرده سفر به صد پر چون هدهد هوایی
- 25 چون پر جبرئیلی کو پیک عرش آمد·تا زان سفر دهد او احکام را روایی
- 26 مه کو منور آمد دایم مسافر آمد·ای ماه رو سفر کن چون شمع این سرایی
- 27 هر حالتت چو برجی در وی دری و درجی·غم آتشی و برقی شادی تو ضیایی
- 28 کوته کنم بیان را رفت آن رسول آن جا·چون برگ که کشیدش دلبر به کهربایی
- 29 ما چون قطار پویان دست کشنده پنهان·دستی نهان که نبود کس را از او رهایی
- 30 این را به چپ کشاند و آن را به راست آرد·این را به وصل آرد و آن را سوی جدایی
- 31 وصلش نماید آن سو تا مست و گرم گردد·و آن سوی هجر باشد مکری است این دغایی
- 32 دررفت آن معلا در شهر همچو دریا·از کو به کو همیشد کای مقصدم کجایی
- 33 جوینده چون شتابد مطلوب را بیابد·ما آگهیم که تو در جست و جوی مایی
- 34 شد ناگهان به کویی سرمست شد ز بویی·عقلش پرید از سر پا را نماند پایی
- 35 پیغام کیقبادش جمله بشد ز یادش·کو دانش رسولی تا محفل اندرآیی
- 36 چل روز بر سر کو سرمست ماند از آن بو·حیران شده رعیت با میرهایهایی
- 37 نی حکم و نی امارت نی غسل و نی طهارت·نی گفت و نی اشارت نی میل اغتذایی
- 38 زو هر کی جست کاری میگفت خیره آری·آری و نی یکی دان در وقت خیره رایی
- 39 کو خیمه و طویله کو کار و حال و حیله·کو دمنه و کلیله کو کد کدخدایی
- 40 سیلاب عشق آمد نی دام ماند نی دد·چون سیل شد به بحری بیبدو و منتهایی
- 41 گفت ای رفیق جفتی کردی هر آنچ گفتی·بردی مرا از اسفل تا مصعد علایی
- 42 این درس که شنودم هرگز نخوانده بودم·درسی است نی وسیطی نی نیز منتقایی
- 43 دعویت به ز معنی معنیت به ز دعوی·جان روی در تو دارد که قبله دعایی
- 44 این جمله بد بدایت کو باقی حکایت·واپرس از او که دادت در گوش اشنوایی
- 45 یا رب ظلمت نفسی بردر حجاب حسی·گر مس نمود مسی آخر تو کیمیایی
- 46 صدر الرجال حقا فی مصدر البلا·والله ما علونا الا باعتنا
- 47 یا سادتی و قومی یوفون بالعهود·ما خاب من تحلی بالصدق و الوفا
ganjoor: sh2944 · public domain