Divan-e Shams Ghazal 2969 Beyt 7 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۶۹

  1. ای خواجه خشم بنشان سر را دگر مپیچان ما را چه جرم باشد گر ز آنک درنیابی

G2969:7

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 بوی کباب داری تو نیز دل کبابی·در تو هر آنچ گم شد در ماش بازیابی
  2. 2 زین سر چو زنده باشی تو سرفکنده باشی·خود را چو بنده باشی ما را دگر نیابی
  3. 3 ای خواجه ترک ره کن ما را حدیث شه کن·بگشا دهان و اه کن گر مست آن شرابی
  4. 4 دوشم نگار دلبر می‌داد جام از زر·گفتا بکش تو دیگر گر مست نیم خوابی
  5. 5 گفتم که برنخیزم گفتا که برستیزم·هم بر سرت بریزم گر مستی و خرابی
  6. 6 چون ریخت بر من آن را دیدم فنا جهان را·عالم چو بحر جوشان من گشته مرغ آبی
  7. 7 ای خواجه خشم بنشان سر را دگر مپیچان·ما را چه جرم باشد گر ز آنک درنیابی
  8. 8 سر اله گفتم در قعر چاه گفتم·مه را سیاه گفتم چون محرم نقابی
  9. 9 ای خواجه صدر عالی تا تو در این حوالی·گه بسته سؤالی گه خسته جوابی
  10. 10 ای شمس حق تبریز بستم دهان ازیرا·هر دیده برنتابد نورت چو آفتابی

ganjoor: sh2969 · public domain