Divan-e Shams› Ghazal 298› Beyt 9 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۲۹۸
- گر خزان غارتی مر باغ را بیبرگ کرد عدل سلطان بهار آمد برای فتح باب
G298:9
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 آه از این زشتان که مهرو مینمایند از نقاب·از درونسو کاهتاب و از برونسو ماهتاب
- 2 چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون·دام دزدان در ضمیر و رمز شاهان در خطاب
- 3 عاشق چادر مباش و خر مران در آب و گل·تا نمانی ز آب و گل مانند خر اندر خلاب
- 4 چون به سگ نان افکنی، سگ بو کند آنگه خورد·سگ نهای، شیری، چه باشد بهر نان چندین شتاب؟
- 5 در هر آن مردار بینی رنگکی گویی که جان·جان کجا رنگ از کجا؟ جان را بجو، جان را بیاب
- 6 تو سؤال و حاجتی، دلبر جواب هر سؤال·چون جواب آید فنا گردد سؤال اندر جواب
- 7 از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب·وز شرابش نیست گشتی همچو آب اندر شراب
- 8 او ز نازش سر کشیده همچو آتش در فروغ·تو ز خجلت سر فکنده چون خطا پیش صواب
- 9 گر خزان غارتی مر باغ را بیبرگ کرد·عدل سلطان بهار آمد برای فتح باب
- 10 برگها چون نامهها بر وی نبشته خط سبز·شرح آن خطها بجو از عندهُ امالکتاب
ganjoor: sh298 · public domain