Divan-e Shams› Ghazal 2989 ← previous · next →
Divan-e Shams · G2989 · 18 beyts
غزل شمارهٔ ۲۹۸۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G2989:1 رویش ندیده پس مکنیدم ملامتینادیده حکم کردن باشد غرامتی
- G2989:2 پروانه چون نسوزد چون شمع او بودچون خم نیاورم ز چنان سروقامتی
- G2989:3 آن مه اگر برآید در روز رستخیزبرخیزد از میان قیامت قیامتی
- G2989:4 زان رو که زهره نیست فلک را که دم زنددر خود همیبسوزد دارد علامتی
- G2989:5 گر حسن حسن او است کجا عافیت کجابا غمزههای آتش او کو سلامتی
- G2989:6 هر دم دلم به عشق وی اندر حریصترهر دم ز عشق او دل من با سمتی
- G2989:7 یا هجر لم تقل لی بالله ربناهذا الصدود منک علینا الی متی
- G2989:8 میترسم از فراق دراز تو سنگ دلتا نشکند سبوی امیدم ز آفتی
- G2989:9 ای آنک جبرئیل ز تو راه گم کندبا صبر تو ندارد این چرخ طاقتی
- G2989:10 دل را ببرد عشق که تا سود دل کندحاشا که او کند طمعی یا تجارتی
- G2989:11 عشق آن توانگری است که از بس توانگریداردهمی ز ریش فراغت فراغتی
- G2989:12 از من مپرس این و ز عقل کمال پرسکو راست در عیار گهرها مهارتی
- G2989:13 او نیز خود چه گوید لیکن به قدر خویشکو در قدم بود حدثی نوطهارتی
- G2989:14 عقل از امید وصل چو مجنون روان شوددر عشق میرود به امید زیارتی
- G2989:15 ور ز آنک درنیابد در ره کمال عشقاز پرتو شرارش یابد حرارتی
- G2989:16 بادا ز نور عشق من و عقل کل رازان شکر شگرف شفای مرارتی
- G2989:17 تا طعم آن حلاوت بر عاشقان زندوز عاشقان برآید مستانه حالتی
- G2989:18 تبریز شمس دین که بصیرت از او بودچون بر دلم رسید سپاهش به غارتی
ganjoor: sh2989 · public domain