دیوانِ شمس› غزل ۲۹۹۵ → پچھلا · اگلا ←
دیوانِ شمس · G2995 · ۱۲ اشعار
غزل شمارهٔ ۲۹۹۵
کسی بھی بیت کو اس کے اپنے صفحے کے لیے کھولیے — مفہوم، شرح، مشکل الفاظ۔
- G2995:1 اندر میان جمع چه جان است آن یکییک جان نخوانمش که جهان است آن یکی
- G2995:2 سوگند میخورم به جمال و کمال اوکز چشم خویش هم پنهان است آن یکی
- G2995:3 بر فرق خاک آب روان کرد عشق اودر باغ عشق سرو روان است آن یکی
- G2995:4 جمله شکوفهاند اگر میوه است اوجمله قراضهاند چو کان است آن یکی
- G2995:5 دل موج میزند ز صفاتش ولی خموشزیرا فزون ز شرح و بیان است آن یکی
- G2995:6 روزی که او بزاد زمین و زمان نبودبالاتر از زمین و زمان است آن یکی
- G2995:7 قفلی است بر دهان من از رشک عاشقانتا من نگویم این که فلان است آن یکی
- G2995:8 هر دم که کنج چشمم بر روی او فتدگویم که ای خدای چه سان است آن یکی
- G2995:9 گر چشم درد نیست تو را چشم باز کنزیرا چو آفتاب عیان است آن یکی
- G2995:10 پیشش تو سجده میکن تا پادشا شویزیرا که پادشاه نشان است آن یکی
- G2995:11 گر صد هزار خلق تو را رهزند که نیستاندر گمان مباش که آن است آن یکی
- G2995:12 گفتم به شمس مفخر تبریز بنگرشگفتا عجب مدار چنان است آن یکی
ganjoor: sh2995 · public domain