Divan-e Shams› Ghazal 3009› Beyt 3 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۰۹
- گاه ز غیرت رود از همه چشمی نهان تا دل خود را ز هجر تو سوی آذر کشی
G3009:3
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی·اه که چه میزیبدش بدخوی و سرکشی
- 2 گاه چو مه میرود قاعده شب روی·میکند از اختران شیوه لشکرکشی
- 3 گاه ز غیرت رود از همه چشمی نهان·تا دل خود را ز هجر تو سوی آذر کشی
- 4 ای خنک آن دم که تو خسرو و خورشید را·سخت بگیری کمر خانه خود درکشی
- 5 از طرب آن زمان جامه جان برکنی·وز سر این بیخودی گوش فلک برکشی
- 6 هر شکری زین هوس عود کند خویش را·تا که بسوزد بر او چونک به مجمر کشی
- 7 آن نفس از ساقیان سستی و تقصیر نیست·نیست گنه باده را چونک تو کمتر کشی
- 8 بخت عظیمست آنک نقل ز جنت بری·خیر کثیرست آنک باده ز کوثر کشی
- 9 مست برآیی ز خود دست بخایی ز خود·قاصد خون ریز خود نیزه و خنجر کشی
- 10 گوید کز نور من ظلمت و کافر کجاست·تا که به شمشیر دین بر سر کافر کشی
- 11 وقت شد ای شمس دین مفخر تبریزیان·تا تو مرا چون قدح در می احمر کشی
ganjoor: sh3009 · public domain