Divan-e Shams› Ghazal 301› Beyt 6 ← previous · next →
Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۱
- ز سلام خوش سلامان بکشم ز کبر دامان که شدهست از سلامت دل و جان ما مطیب
G301:6
Your language
No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Commentary on this couplet
Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:
The whole ghazal ↗
- 1 هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب·که براق بر در آمد فاذا فرغت فانصب
- 2 چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودست·تو برآ بر آسمانها بگشا طریق و مذهب
- 3 نفسی فلک نیاید دو هزار در گشاید·چو امیر خاص اقرا به دعا گشاید آن لب
- 4 سوی بحر رو چو ماهی که بیافت در شاهی·چو بگوید او چه خواهی تو بگو الیک ارغب
- 5 چو صریر تو شنیدم چو قلم به سر دویدم·چو به قلب تو رسیدم چه کنم صداع قالب
- 6 ز سلام خوش سلامان بکشم ز کبر دامان·که شدهست از سلامت دل و جان ما مطیب
- 7 ز کف چنین شرابی ز دم چنین خطابی·عجبست اگر بماند به جهان دلی مودب
- 8 ز غنای حق برسته ز نیاز خود برسته·به مشاغل اناالحق شده فانی ملهب
- 9 بکش آب را از این گل که تو جان آفتابی·که نماند روح صافی چو شد او به گل مرکب
- 10 صلوات بر تو آرم که فزوده باد قربت·که به قرب کل گردد همه جزوها مقرب
- 11 دو جهان ز نفخ صورت چو قیامتست پیشم·سوی جان مزلزلست و سوی جسمیان مرتب
- 12 به سخن مکوش کاین فر ز دلست نی ز گفتن·که هنر ز پای یابید و ز دم دید ثعلب
ganjoor: sh301 · public domain