Divan-e Shams› Ghazal 3041 ← previous · next →
Divan-e Shams · G3041 · 11 beyts
غزل شمارهٔ ۳۰۴۱
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G3041:1 اگر مرا تو ندانی، بپرس از شب تاریشب است محرمِ عاشق، گواه ناله و زاری
- G3041:2 چه جای شب که هزاران نشانه دارد عاشقکمینهٔ اشک و رخ زرد و لاغری و نزاری
- G3041:3 چو ابر، ساعت گریه، چو کوه، وقت تحملچو آب، سجدهکنان و چو خاک، راه به خواری
- G3041:4 ولیک این همه محنت، به گرد باغ چو خاریدرون باغ گلستان و یار و چشمهٔ جاری
- G3041:5 چو بگذری تو ز دیوار باغ و در چمن آییزبانِ شکر گزاری، سجودِ شکر بیاری
- G3041:6 که شکر و حمد خدا را، که برد جور خزان راشکفته گشت زمین و بهار کرد بهاری
- G3041:7 هزار شاخ برهنه، قرین حلهٔ گل شدهزار خار مغیلان، رهیده گشت ز خاری
- G3041:8 حلاوتِ غمِ معشوق را چه داند عاقل؟چو جولهست، نداند طریقِ جنگ و سواری
- G3041:9 برادر و پدر و مادر تو عشاقندکه جمله یک شدهاند و سرشتهاند ز یاری
- G3041:10 نمک شود چو درافتد، هزار تن به نمکداندَوی نماند در تَن، چه مرغزی، چه بخاری
- G3041:11 مکِش عنان سخن را به کودنیِ ملولانتو تشنگان ملک بین، به وقت حرفگزاری
ganjoor: sh3041 · public domain