Divan-e Shams Ghazal 3071 Beyt 7 ← previous · next →

Divan-e Shams · غزل شمارهٔ ۳۰۷۱

  1. کیست دانه مسکین چو نوبهار آید که دانگیش نگردد فنا پی شجری

G3071:7

Your language

No rendering in your language yet — it is made for the whole ghazal at once:

Commentary on this couplet

Not written yet — a close reading of this couplet inside its ghazal:

The whole ghazal ↗

  1. 1 دلا همای وصالی بپر چرا نپری·تو را کسی نشناسد نه آدمی نه پری
  2. 2 تو دلبری نه دلی لیک بهر حیله و مکر·به شکل دل شده‌ای تا هزار دل ببری
  3. 3 دمی به خاک درآمیزی از وفا و دمی·ز عرش و فرش و حدود دو کون برگذری
  4. 4 روان چرات نیابد چو پر و بال ویی·نظر چرات نبیند چو مایه نظری
  5. 5 چه زهره دارد توبه که با تو توبه کند·خبر کی باشد تا با تو ماندش خبری
  6. 6 چه باشد آن مس مسکین چو کیمیا آید·که او فنا نشود از مسی به وصف زری
  7. 7 کیست دانه مسکین چو نوبهار آید·که دانگیش نگردد فنا پی شجری
  8. 8 کیست هیزم مسکین که چون فتد در نار·بدل نگردد هیزم به شعله شرری
  9. 9 ستاره‌هاست همه عقل‌ها و دانش‌ها·تو آفتاب جهانی که پرده شان بدری
  10. 10 جهان چو برف و یخی آمد و تو فصل تموز·اثر نماند از او چون تو شاه بر اثری
  11. 11 کیم بگو من مسکین که با تو من مانم·فنا شوم من و صد من چو سوی من نگری
  12. 12 کمال وصف خداوند شمس تبریزی·گذشته‌ست ز اوهام جبری و قدری

ganjoor: sh3071 · public domain