Divan-e Shams› Ghazal 3073 ← previous · next →
Divan-e Shams · G3073 · 31 beyts
غزل شمارهٔ ۳۰۷۳
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G3073:1 بیا بیا که پشیمان شوی از این دوریبیا به دعوت شیرین ما چه میشوری
- G3073:2 حیات موج زنان گشته اندر این مجلسخدای ناصر و هر سو شراب منصوری
- G3073:3 به دست طره خوبان به جای دسته گلبه زیر پای بنفشه به جای محفوری
- G3073:4 هزار جام سعادت بنوش ای نومیدبگیر صد زر و زور ای غریب زرزوری
- G3073:5 هزار گونه زلیخا و یوسفند این جاشراب روح فزای و سماع طنبوری
- G3073:6 جواهر از کف دریای لامکان ز گزافبه پیش مؤمن و کافر نهاده کافوری
- G3073:7 میان بحر عسل بانگ میزند هر جانصلا که بازرهیدم ز شهد زنبوری
- G3073:8 فتادهاند به هم عاشقان و معشوقانخراب و مست رهیده ز ناز مستوری
- G3073:9 قیامتست همه راز و ماجراها فاشکه مرده زنده کند نالههای ناقوری
- G3073:10 برآر باز سر ای استخوان پوسیدهاگر چه سخره ماری و طعمه موری
- G3073:11 ز مور و مار خریدت امیر کن فیکونبپوش خلعت میری جزای مأموری
- G3073:12 تو راست کان گهر غصه دکان بگذارز نور پاک خوری به که نان تنوری
- G3073:13 شکوفههای شراب خدا شکفت بهلشکوفهها و خمار شراب انگوری
- G3073:14 جمال حور به از بردگان بلغاریشراب روح به از آشهای بلغوری
- G3073:15 خیال یار به حمام اشک من آمدنشست مردمک دیدهام به ناطوری
- G3073:16 دو چشم ترک خطا را چه ننگ از تنگیچه عار دارد سیاح جان از این عوری
- G3073:17 درخت شو هله ای دانهای که پوسیدیتوی خلیفه و دستور ما به دستوری
- G3073:18 کی دیدهست چنین روز با چنان روزیکه واخرد همه را از شبی و شبکوری
- G3073:19 کرم گشاد چو موسی کنون ید بیضاجهان شدهست چو سینا و سینه نوری
- G3073:20 دلا مقیم شو اکنون به مجلس جانهاکه کدخدای مقیمان بیت معموری
- G3073:21 مباش بسته مستی خراب باش خرابیقین بدانک خرابیست اصل معموری
- G3073:22 خراب و مست خدایی در این چمن امروزهزار شیشه اگر بشکنی تو معذوری
- G3073:23 به دست ساقی تو خاک میشود زر سرخچو خاک پای ویی خسروی و فغفوری
- G3073:24 صلای صحت جان هر کجا که رنجوریستتو مرده زنده شدن بین چه جای رنجوری
- G3073:25 غلام شعر بدانم که شعر گفته توستکه جان جان سرافیل و نفخه صوری
- G3073:26 سخن چو تیر و زبان چو کمان خوارزمی استکه دیر و دور دهد دست وای از این دوری
- G3073:27 ز حرف و صوت بباید شدن به منطق جاناگر غفار نباشد بس است مغفوری
- G3073:28 کز آن طرف شنوااند بیزبان دلهانه رومیست و نه ترکی و نی نشابوری
- G3073:29 بیا که همره موسی شویم تا که طورکه کلم الله آمد مخاطبه طوری
- G3073:30 که دامنم بگرفتهست و میکشد عشقیچنانک گرسنه گیرد کنار کندوری
- G3073:31 ز دست عشق کی جستهست تا جهد دل منبه قبض عشق بود قبضه قلاجوری
ganjoor: sh3073 · public domain