Divan-e Shams Ghazal 3084 ← previous · next →

Divan-e Shams · G3084 · 15 beyts

غزل شمارهٔ ۳۰۸۴

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G3084:1 به جان تو که بگویی وطن کجا داریکه سخت فتنه عقلی و خصم هشیاری
  2. G3084:2 چو خارپشت سر اندرکشید عقل امروزکه ساقی می گلگون و رشک گلزاری
  3. G3084:3 سماع باره نبودم تو از رهم بردیبه مکر راه زن صد هزار طراری
  4. G3084:4 به گوش چرخ چه گفتی که یاوه گرد شده‌ستبه گوش ابر چه گفتی که کرد درباری
  5. G3084:5 به خاک هم چه نمودی که گشت آبستنز باد هم چه ربودی که می‌کند زاری
  6. G3084:6 به کوه‌ها چه سپردی که گنج ساز شدندبه بحرها تو بیاموختی گهرباری
  7. G3084:7 به گوش کفر چه گفتی که چشم و گوش ببستبه گوش عقل چه گفتی که گشت انواری
  8. G3084:8 چگونه از کف غم می‌رهانیم در خوابچگونه در غم وا می‌کشی به بیداری
  9. G3084:9 به مثل خواب هزاران طریق و چاره‌استتکه ره دهی دل و جان را به غصه نسپاری
  10. G3084:10 چنانک عارف بیدار و خفته از دنیاز خار رست کسی که سرش تو می‌خاری
  11. G3084:11 به آفتاب و به ماه و به اختران و فلکچه داده‌ای تو که بی‌پر کنند طیاری
  12. G3084:12 به ذره‌های پرنده چه نغمه از تو رسیدکه گر به کوه رسانی همش به رقص آری
  13. G3084:13 دماغ آب و گلی را ز مکر پر کردیچنانک با تو همی‌پیچد او به مکاری
  14. G3084:14 دمی که درندمی تو تهی شوند چو خیکنه‌های و هوی بماند نه زور و رهواری
  15. G3084:15 خموش کردم و بگریختم ز خود صد بارکشان کشان تو مرا سوی گفت می‌آری

ganjoor: sh3084 · public domain