Divan-e Shams Ghazal 3085 ← previous · next →

Divan-e Shams · G3085 · 29 beyts

غزل شمارهٔ ۳۰۸۵

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G3085:1 به حق آنک تو جان و جهان جانداریمرا چنانک بپرورده‌ای چنان داری
  2. G3085:2 به حق حلقه عزت که دام حلق منستمرا به حلقه مستان و سرخوشان داری
  3. G3085:3 به حق جان عظیمی که جان نتیجه اوستچنان کنی که مرا در میان جان داری
  4. G3085:4 به حق گنج نهانی که در خرابه ماستمرا ز چشم همه مردمان نهان داری
  5. G3085:5 به حق باغی کز چشم خلق پنهانسترخ نژند مرا همچو ارغوان داری
  6. G3085:6 به حق بام بلندی که صومعه ملکستمرا به بام برآری چو نردبان داری
  7. G3085:7 دری که هیچ نبستی به روی ما دربنداگر ز راحت و از سود ما زیان داری
  8. G3085:8 چو از فغان تو نزدیکتر به تو یارستچه حکمتست که نزدیک را فغان داری
  9. G3085:9 در آفرینش عالم چو حکمت اظهارستتو نیز ظاهر می‌کن اگر بیان داری
  10. G3085:10 به برج آتش فرمود دیگ پالان کنبرای پختن خامی چو دیگدان داری
  11. G3085:11 به برج آبی فرمود خاک را تر کنبه شکر آنک درون چشمه روان داری
  12. G3085:12 به سعد اکبر فرمود هین هنر بنماکه از گشایش بی‌چون ما نشان داری
  13. G3085:13 به نحس اکبر فرمود رو حسودی کندگر بگو چه کنی چون هنر همان داری
  14. G3085:14 چو کرد ظاهر هجده هزار عالم رابرای حکمت اظهار اگر عیان داری
  15. G3085:15 هر آنک او هنری دارد او همی‌کوشدکه شهره گردد در دانش و عنان داری
  16. G3085:16 هنروری که بپوشد هنر غرض آنستکه شهره گردد در ستر و در نهان داری
  17. G3085:17 وگر بستر بپوشد هنر غرض آنستکه شهره گردد در دانش و صوان داری
  18. G3085:18 نه انبیا که رسیدند بهر اظهارندکه ای نتیجه خاک از درونه کان داری
  19. G3085:19 که من به تن بشرمثلکم بدم و اکنونمقام گنجم و تو حبه‌ای از آن داری
  20. G3085:20 منم دل تو دل از خود مجوی از من جویمرید پیر شو ار دولت جوان داری
  21. G3085:21 اگر ز خویش بدانی مرا ندانی خویشدرون خویش بسی رنج و امتحان داری
  22. G3085:22 بیا تو جزو منی جزو را ز کل مسکلبچفس بر کل زیرا کل کلان داری
  23. G3085:23 گمان که جزو یقینست شد یقین ز یقینوگر جدا هلیش از یقین گمان داری
  24. G3085:24 دلیل سود ندارد تو را دلیل منمچو بی‌منی نرهی گر دلیل لان داری
  25. G3085:25 اگر دعا نکنم لطف او همی‌گویدکه سرد و بسته چرایی بگو زبان داری
  26. G3085:26 بگفتمش که چو جانم روان شود از تنشعار شعر مرا با روان روان داری
  27. G3085:27 جواب داد مرا لطف او که ای طالبخود این شدست ز اول چه دل طپان داری
  28. G3085:28 دلا بگو تو تمام سخن دهان بستیمسخن تو گوی که گفتار جاودان داری
  29. G3085:29 بیار معنی اسما تو شمس تبریزیدر آسمان چو نه‌ای تا چه آسمان داری

ganjoor: sh3085 · public domain