Divan-e Shams› Ghazal 3088 ← previous · next →
Divan-e Shams · G3088 · 22 beyts
غزل شمارهٔ ۳۰۸۸
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G3088:1 حرام گشت از این پس فغان و غمخواریبهشت گشت جهان زانک تو جهان داری
- G3088:2 مثال ده که نروید ز سینه خار غمیمثال ده که کند ابر غم گهرباری
- G3088:3 مثال ده که نیاید ز صبح غمازیمثال ده که نگردد جهان به شب تاری
- G3088:4 مثال ده که نریزد گلی ز شاخ درختمثال ده که کند توبه خار از خاری
- G3088:5 مثال ده که رهد حرص از گداچشمیمثال ده که طمع وارهد ز طراری
- G3088:6 مثال گر ندهی حسن بیمثال تو بسکه مستی دل و جانست و خصم هشیاری
- G3088:7 چو شب به خلوت معراج تو مشرف شدبه آفتاب نظر میکند به صد خواری
- G3088:8 ز رشک نیشکرت نی هزار ناله کندز چنگ هجر تو گیرند چنگها زاری
- G3088:9 ز تف عشق تو سوزی است در دل آتشهم از هوای تو دارد هوا سبکساری
- G3088:10 برای خدمت تو آب در سجود رودز درد توست بر این خاک رنگ بیماری
- G3088:11 ز عشق تابش خورشید تو به وقت طلوعبلند کرد سر آن کوه نی ز جباری
- G3088:12 که تا نخست برو تابد آن تف خورشیدنخست او کند آن نور را خریداری
- G3088:13 تنا ز کوه بیاموز سر به بالا دارکه کان عشق خدایی نه کم ز کهساری
- G3088:14 مکن به زیر و به بالا به لامکان کن سرکه هست شش جهت آن جا تو را نگوساری
- G3088:15 به دل نگر که دل تو برون شش جهت استکه دل تو را برهاند از این جگرخواری
- G3088:16 روانه باش به اسرار و می تماشا کنز آسمان بپذیر این لطیف رفتاری
- G3088:17 چو غوره از ترشی رو به سوی انگوریچو نی برو ز نیی جانب شکرباری
- G3088:18 حلاوت شکر او گلوی من بگرفتبماندم از رخ خوبش ز خوب گفتاری
- G3088:19 بگو به عشق که ای عشق خوش گلوگیریگه جفا و وفا خوب و خوب کرداری
- G3088:20 گلو چو سخت بگیری سبک برآید جاندرآیدم ز تو جان چون گلوم افشاری
- G3088:21 گلوی خود به رسن زان سپرد خوش منصوردلا چو بوی بری صد گلو تو بسپاری
- G3088:22 ز کودکی تو به پیری روانهای و دوانولیکن آن حرکت نیست فاش و اظهاری
ganjoor: sh3088 · public domain